یه شب 🖤! شب، شب تیره 🖤✨! انگار روح 👻! اتنت میره 💔! دل از ننه 🧕🏻! بابا از رفیق . . ! حتی از ! وطنت سیره 🇮🇷💔! دلبر 🤍! بد شده پاره 💔! صدامم 🗣️! خشو که داره ::) ! بگو منم از سنگم دیگه! بگو زورش چقده 💪🏻؟! تشو بزاره 💦✊🏻!
️دُرودبَرپِدَرَمڪزهَمآنطُفولیَتَم
بَرایِروضہاَتاَزمَنهَمیشہڪارڪشید
بَرایِآنڪهمَنَمعآقِبَتبِخِیرشَوَم
مَرابہدَستِتودادوخودَشڪِنآرڪشید
️
#من عین مولانا ❣
دوستت دارم عشقم ...❣
اونجوری که میگه:❣
ناز کُنی، نَظر کُنی، ❣
قَهر کُنی، ستم کُنی ❣
گر که جَفا، گر که وَفا، ❣
از تو حذَر نمیڪـنم!😍❣
️
صافى آب مرا يادتو انداخت رفيق...
تو دلت سبز... لبت سرخ...
چراغت روشن...
چرخ روزيت هميشه چرخان...
نفست داغ... تنت گرم...
دعايت با من
#سهراب_سپهری
️
لالالالالالا
بخواب دنیا خصیصه
واسه،کمتر کسی خوب مینویسه
یکی لباش همیشه غرق خندس
یکی پلکاش تو خوابم خیسه،
یکی داره هزار و یک ستاره
یکی جز یاد تو هیچی نداره!:)
صحرای غمم قسمت من باران کن
یا مرگ بده تمام کن کارم را
یا باز مرا در حرمت مهمان ک
اللهم_ارزقنا_ڪربلا
محرم💔
التماس دعا 🕋️
تو در نفس جان منی نیمه پنهان منی در دلم آرام ندارم
من زخم نمک گیر توام ابرو دلگیر توام در خودم آرام ببارم
عشق تو دارم در دل و جانم دلگیر شدی زود بگو تا خودم را برسانم
ماه تمامم جز تو نخواهم من هیچ شدم تا تمام خودم را به تو دادم
از پشت تریبون دلم عشق چنین گفت
محبوب تو زیباست، قشنگ است، ملیح است
اعضای وجودم همه فریاد کشیدند
احسنت صحیح است، صحیح است، صحیح است
ملک الشعرای بهار
【میگِعٌ کِ ≈ تا کِ بودیمٌ نَبودیمٌ کَصیٌ】✞︎ 「کُشتٌ مارا غَمٌ بیٌ هَمٌ نَفَصیٌ」✞︎ 〔تا کِ خُفتیمٌ هَمِعٌ بیدارٌ شُدَندٌ〕✞︎ 『تا کِ مُردیمٌ هَمِگیٌ یارٌ شُدَندٌ』✞︎
️باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه..
خانه ات کو؟ خانه ام کو؟
ان دل دیوانه ات کو؟
فصل خوبی سادگی کو خسته از مکر زمانه...
یادت اید روز باران.....
غافل از حتی رفاقت
گردش یک روز دیرین
هماله ای از عشق و نفرت پس چه شد!
اشک های طبق عادت دیگر کجا رف؟.......
قطر های بی طراوت خاطرات خوب و شیرین...
روی دوش ادمیت....
باز باران میخورد بر بام خانه....
بی ترانه.....
بی هوای عاشقانه
بی تو ای عارفانه در صکوت ظالمانه
شاید آن روز که سهراب نوشت:
تا شقایق هست زندگی باید کرد
خبری از دل پر درد گل یاس نداشت
باید اینجور نوشت ،
هرگلی هم باشی
چه شقایق چه گل پیچک و یاس
زندگی اجباریست . 💔🥀
🍃🌺🍃
بار دڪَر آن
صبح بخندید و بتابید
تا خفته صدساله هم از خواب درآمد
بار دڪَر آن
قاضی حاجات ندا ڪرد
خیزید ڪه آن فاتح ابواب درآمد
#مولانا
️
🍭ایکهمراخواندهایراهنشانمبده🎼
🍭درشبظلمانیامماهنشانمبده🎼
🍭یوسفمسریزچاه،گشتچنینپادشاه🎼
🍭گرکهطریقاینبود،چاهنشانمبده🎼
مرا رازیست اندر دل به خون دیده پرورده
ولیکن با که گویم راز چون محرم نمی بینم
قناعت می کنم
با درد چون درمان نمی یابم
تحمل می کنم با زخم ،
چون مرحم نمی بینم 🍃🖤
بـــا تو سخنانِ بـــی زبان خواهم گفت
از جمله ی گوش ها نهان خواهم گفت
جـز گـــوشِ تـو نشنود حدیث من کَــس
هـــر چند میـــانِ مردُمــان خواهم گفت
(مولانا)
🗯 یغما گلرویی
دو قدم مانده که پاییز به یغما برود
این همه رنگ ِقشنگ از کف ِدنیا برود
هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد
دل ِ تنها به چه شوقی پی ِیلدا برود؟
نوشتم 🖊رو 🍂🍃خیس آبی من دوستدارم خدایی 🙎♀️💟❣🤞 چشم انتظارم میدونم چشم ب راهی 👁🙎♀️👀🚶♀️ تو روستای دلم ❣🤩🥰 تو تک ساقه این 🧍♂️🌱🍁🍀این شالیرازی 🙎♀️🤩 من واسه تو بیدارو 🙎♀️🧍♂️👀 تو بیخبر از 🙎♀️🚫💬از حال من 🥺 سر رو 🧠بالشتت🛏 میزاری چرا توی دلم 🤔💟بزر بی مهری میکاری 🌱 یه جوری کشتنم هر روز 🙎♀️🔫 دنبال قصاصم من 🚶♀️🩸🙎♀️ اینا اصلا سر پوچیم دوستدارن ببازم من 😍🙃 اره خنده داره حالمممم 😂اراجیف میگم و خوبم 😶👌 اصلا باش قبول تو خوب👌🙎♀️✅من از انسانیت دورم🙎♀️🚫
️زندگی نیست بجز نم نم باران بهار
زندگی نیست بجرپز دیدن یار
زندگی نیست بجز عشق
بجز حرف محبت به کسی
ورنه هر خار و خسی
زندگی کرده بسی
زندگی تجربه تلخ فراوان دارد
دو سه تا کوچه و پس کوچه
و اندازه یک عمر بیابان دارد
ما چه کردیم و چه خواهیم کرد
در این فرصت کم؟
انحنای روح من
شانههای خسته غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریههای بی بهانهام
بازوان حس شاعرانهام
زخم خورده است
•قیصر امین پور
شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا؟ مثل باران ، تند میبارم نمی آیی چرا؟ خسته ام از درد ، از آهنگ های بیکلام خسته از آهنگ گیتارم نمی آیی چرا غرق در کابوس میمانم مجال خواب نیست..
️این جا کسی است پنهان
همچون خیالْ در دل
امّا فروغِ رویَش
اَرکانِ من گرفته
او آنِ من گرفته
مژگان من گرفته
درمان من گرفته
فرمان من گرفته
...
#غزل_مولانا
🥲☘️ چه خوش گفت؛ فردوسی پاک زاد که رحمت بر آن،تربت پاک باد میازار موری که دانه کش است! که جان داردو جان شیرین،خوش است! مزن بر سر ناتوان،دست زور !! !!که روزی در افتی به پایش،چومور!! 💫🥲🌠
️از آن گرگی که میپوشد لباس میش میترسم؛
هراسم جنگ بین شعله و کبریت و هیزم نیست...
من از سوزاندن اندیشه در آتیش میترسم!...️
آن روز که پرده از تو برفتد چها
می کنی
شکایت از آن دل خویش نالها
می کنی
گذربه آن کلبهء دوست تانظری
کنی
محبت کردن بهترازهرچه که دعا
می کنی..
عارف..🌹💚🌹❤️🌷🌹️
و هنگامی که سهراب زخمی پدر را میخواند و میمیرد ، قلب رستم از اندوه متلاشی میشود ولی او دیگر نیست فقط رنجی است که باقی مانده😔😔😔🥺🥺️
در عشق چنان دلبر جان بر لب و لب برهم
گه نعرهزنم یابی گه جامهدرم بینی
️
بر صفحه ی خاک میدوانی مارا
یکروز درست مثل افتادن سیب
بر خاک سیاه مینشانی مارا
#محمد_رادمنش
شـــعر️