اونجا که سهراب سپهری میگه:
در آبهای جهان قایقی است
و من، مسافر قایق، هزارها سال است
سرود زنده دریانوردهای کهن را
به گوش روزنه های فصول می خوانم
و پیش می رانم
مرا سفر به کجا می برد ؟
-سیتا ️
5.0
شعر فلسفی زندگی ادبی
آیآبشارنوحهگرازبهرچیستی
چینبرجَبینفکندهزِاندوهکیستی
دردتچهدردبودکهچونمنتمآمشب
سررا بهسنگمیزدیومیگریستی.️
2.9
غمگین شعر حقیقت زندگی ادبی
طعمِ نابی ست
که از تو
در جوانه های تنم
ته نشین می شود...
باید تو را به جهان نشان دهم!
انگار خدا
روزی,
جایی,
لحظه ای,
تو را
فی البداهه سروده... ️
5.0
عاشقانه شعر ادبی دوستت دارم
جمعه است..!”
مرا به ڪافه….
چشمهایت دعوت ڪن،
مرا جایی ڪه
تلخترین فنجان قهوه
در ڪنار بوسههاے تو شیرین است،
دعوت ڪن،
مرا به ڪافهاے
ڪه در منوے خواستههایم
فقط یڪ تو باشد،
و یڪ فنجان شـ؏ـر داغ
ڪه روے لبهایت
طعم عشق میڪَیرد…!!
“دعوت ڪن مرا
به آغوش دنج خود…️
3.7
عاشقانه شعر قهوه و عشق شعر عاشقانه کوتاه دعوت به کافه رمانتیک مغز انسان وقتی عاشق میشه، دوپامین و اکسیتوسین رو...
دعوت به کافه با طعم شعر و عشق:
مغز انسان وقتی عاشق میشه، دوپامین و اکسیتوسین رو بهطور همزمان ترشح میکنه—دقیقاً مثل ترکیب کافئین و شیرینی. کافئین گیرندههای آدنوزین رو مسدود میکنه و هوشیاری میاره، اما عشق مدار پاداش رو فعال میکنه و تلخی رو شیرین نشون میده. پس این شعر فقط یه استعاره نیست، عصبشناسی محضه! سوال از شما: توی کافهی ذهنتون، کدوم «تلخی» با عشق شیرین میشه؟
راهکار:
اگر این حس رو توی کافهای واقعی تجربه کردی، میتونی یه «منوی عشق» اختصاصی برای دونفرهات بنویسی؛ مثلاً اسم قهوه رو بذار «تلخکام شیرین» و کنارش یه شعر کوتاه از شاعری که دوست دارید بنویس. اینجوری خاطره موندگارتر میشه.
رهبری نه در پناهگاه بلکه در دفتر کار خود
بهمراه خانواده اش به شهادت رسید.
با هیچ بیانی قابل توصیف نیست
کاش بیش از این قدر او را می دانستیم😭
نصر من الله و فتح قریب
️
2.8
غمگین شعر حقیقت
.
ما نسل بوسه های ممنوع بودیم
عشق را
میان لب های هم پنهان کردیم تا نمیرد
بعد از ما
شما نسل آزادیِ بوسه در خیابان
خواهید بود
عشق را با لب هایتان فریاد بزنید
تا زندگی کند :)♡-
"فندوق خانوم "️
5.0
عاشقانه شعر ادبی
اینقدر بلند قهقهه میزنم که همه فکر میکنن غرق شادی ام ؛
تا زمانی که دفتر شعرمو براشون باز میکنم،
اونوقت که با خوندن هر بیت چشماشون ابریمیشه و میباره
آره عزیزم درد یه شاعر تو شعراشه :)️
3.6
غمگین شعر شعر احساسات پنهان روانشناسی هنر بیان هنری هنرمندان، بهویژه شعرا، اغلب از بیان هنری خود به ع...
درد پنهان شاعر: از قهقهه تا اشک در دفتر شعر:
هنرمندان، بهویژه شعرا، اغلب از بیان هنری خود به عنوان دریچهای برای پردهبرداری از لایههای عمیقتر احساسات استفاده میکنند که در ظاهر پنهان ماندهاند. این دوگانگی بین «نمای بیرونی» و «واقعیت درونی» موضوعی دیرینه در روانشناسی هنر است، جایی که خلق اثر، خود نوعی پالایش و مواجهه با حقیقت وجودی هنرمند میشود. شعری که خنده را به اشک تبدیل میکند، گواه قدرت این فرایند است.
راهکار:
گاهی اوقات، بهترین راه برای رهایی از احساسات پنهان، یافتن یک کانال خلاقانه است. نوشتن، نقاشی یا حتی موسیقی میتواند به شما کمک کند تا دردهایتان را به شکلی سازنده و هنرمندانه بیان کنید و به آرامش برسید. این کار نوعی پالایش روحی است.
شاعر میگه:
"هر جا هوا مطابق میلت نشد، برو
فرق تو با درخت، همین پای رفتن است!"
ولی من از شما میپرسم...
مگه ریشه آدم پاهاشه که بتونه راحت بره؟
ریشه آدم دلشه :)
️
5.0
غمگین شعر عشق یک طرفه ادبی
این بیت مولانا قشنگ خطاب به صمیمی ترین آدم زندگیمه: "جان من و جان تو بستهست به همدیگر، همرنگ شوم از تو، گر خیر بود گر شر.." یعنی هر اتفاقی بیفته تا ته اش باهاتم..
♥️♾🦋️
4.9
عاشقانه شعر ادبی دوستت دارم مولانا
غمگینم و این ربطی به خیابان ولی عصر ندارد
که درختانش سالهاست مرا از یاد بردهاند
غمگینم و این ربطی به تو ندارد
که پسر همسایه ام نبودی
تا هر صبح پنجره را باز کنم
بی آنکه جواب سلامت را بدهم
با بنفشهای در گیسوانم
️
3.0
غمگین شعر حسرت عشق تنهایی و خاطره خیابان ولیعصر پنجره و بنفشه طبق «اثر مواجهه صرف» در روانشناسی، ما هرچه را بیشت...
غمگینم اما نه برای خیابان ولیعصر؛ حسرت پنجره و بنفشه:
طبق «اثر مواجهه صرف» در روانشناسی، ما هرچه را بیشتر ببینیم بیشتر دوست داریم؛ اما این اثر فقط درباره آدمها نیست، درباره مکانها هم هست. خیابان ولیعصر با چنارهای تاریخیاش آنقدر آشنا شده که غم به آن چسبیده، در حالی که مغز در هر بار یادآوری، خاطره را بازنویسی میکند؛ یعنی غم امروز تو با غم دیروزت فرق دارد. درختان تو را از یاد نبردهاند؛ اصلاً هرگز تو را ثبت نکردهاند. پس چرا ذهن، مکان و آدمها را مقصر میگیرد؟
راهکار:
این غم را میتوان بازتعریف کرد: نه از خیابان است و نه از آن پسر، بلکه از تصویری است که ذهن از یک امکانِ ناتمام ساخته. اگر بنفشه را نماد انتخاب خودت بدانی، پنجره از جایِ انتظار به جایِ تماشا تبدیل میشود.
تو هم شاید مرا در یاد میآری به دشواری
و از من خاطرات مبهمی داری به دشواری
تو شاید عاشقم هستی و مغروری، نمیگویی
تو مغروی که از دلتنگی و دوری نمیگویی
تو هم دلتنگی و هم بیقراری در خیالاتم
تو من را دوست داری عاشق این احتمالاتم
️
4.9
عاشقانه شعر دلتنگی
« وقتیچشمترابازمیکنی ، می بینی بزرگترین ضربه ها را همان هایی زدهاند ك زمانی با چشم بسته و از ته دل دوست شان داشتهای=)!🕊′»
-ابتهاج️
5.0
شعر درسی خسته ادبی
از باغ میبرند چراغانیات کنند
تا کاج جشنهای زمستانیات کنند
پوشاندهاند صبح تو را ابرهای تار
تنها به این بهانه که بارانیات کنند
یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار میبرند که زندانیات کنند
ای گل گمان مکن به شب جشن میروی
شاید به خاک مردهای ارزانیات کنند
یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطهای بترس که شیطانیات کنند
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانهای است که قربانی ات کنند :)
فاضل نظری.️
5.0
شعر دلتنگی
اونجایی که سنجر کاشانی میگه:
"در حقِ عاشق دعای خیر محضِ دشمنیست
هرکه مرگم از خدا خواهد نکوخواهِ من است"
نشون میده درد عشق یکطرفه چقدر تلخه:)
-سیتا ️
4.9
غمگین شعر خسته عشق یک طرفه ادبی
انگار چاره ای نیست باید زیست!!...
باید کنار امد و غم های خود را فراموش کرد.....
باید ضربه بخوری و دوباره پاشی.....
دوباره ادامه بدی، دوباره از نو بسازی....
تیکه های قلب شکسته ات را خودت سرهم کنی.....
اما چقدر؟! چقدر قدرت تحمل دارد ادمی......
چقد میتوانی تحمل کنی و دم نزنی.....
اما باز این ما هستیم که ادامه میدهیم......
و ما هستیم که مجبور به قبول سرنوشت شده ایم... : ) 🤍
I͢..... I͢..... I͢..... I͢....
M♾️H ️
4.9
غمگین شعر حقیقت سیگار نامردی
مژده ایدل که مسیحا نفسی میآید
که ز انفاس خوشش بوی کسی میآید
از غم هجر مکن ناله و فریادکه دوش
زده ام فالی و فریادرسی میآید
زاتش دادی ایمن نه منم خرم و بس
موسی اینجا به امید قبسی میآید
هیچکس نیست که درتوی تواش کاری نیست
هرکس اینجا به امید هوسی میآید
کس ندانست که منزلگه مقصود کجاست
اینقدر هست که بابانگ جرسی میآید
جرعه ای ده که میخانه ارباب کرم
هر هریفی ز پی ملتمسی میآید️
4.8
شعر غمگین حافظ
حالا که آمده ای به قلب من
بنشین که خوب نشسته ای
برایت آب و جارو کرده ام
فرش کهنه دست بافم دلم را
آن گلیم گیلانی کنار اتاق
هنوز هم بوی عطر لباست را دارد
طاقچه منتظر است تا
لمس کند دستانت را
آیینه چشم به راه مانده
تا ببیند روی ماه تورا
دیوار ها از من سوال دارند
که تو کجایی و من چرا پریشانم
بیا که این خانه کوچک
گرمای نفس تو را کم دارد🌴️
3.0
غمگین شعر دلتنگی
🖤شُده؟
شده دلتنگ شوی غم به جهانت برسد ؟
گره ات کور شود غم به روانت برسد ؟
️
5.0
غمگین شعر بهترین ها خسته دلتنگی
در شعر چه گویم که تو خود شعر جهانی
در بیت چه گویم که تو خود بیت نهانی
هر آنچه زِ عشق و زِ سر و جان بگفتم
این خود همه عیب است که تو بس نگرانی
در وادی حیران زر و سیمم به فدایت
بس خوشتر از اینکه تو ندایی و صدایی
در پیکره عاشق و معشوق بماندم
کاین نام ندارد که کند نیم نگاهی
از مرتبه عشق جدا گشت و جدا رفت
ای جان به لبم مهر و وفایت تو کجایی
فاطمه ماهور♡️
4.8
شعر بهترین ها حقیقت زندگی آرامش
اتل متل جدایی💔
عروسکم کجایی🧸
گاو حسن پریشون🐄
ی دل دارم پر از خون🩸
عشقم رفته هندستون🚗
خونم شده قبرستون🪦
ی دنیا غصهبردار💔
اسمشو بزا بچگی👶🏻
تا اخر زندگی🚬
اچینو واچین تمومشد🌫
عمر منم حرومشد🙂️
3.5
غمگین فانتزی و تخیلی شعر نوستالژی احساساتکودکی نمادگراییدرشعر تصویرسازیشاعرانه این شعر کوتاه، با زبانی ساده و تصاویر کودکانه، عمق...
اتل متل جدایی: شعر نوستالژیک غم:
این شعر کوتاه، با زبانی ساده و تصاویر کودکانه، عمق غم و جدایی را به تصویر میکشد. استفاده از عناصر نامتعارف مانند 'گاو حسن پریشون' و 'هندستون' در کنار نمادهای آشنای کودکی، فضایی сюرئالیستی و تاثیرگذار ایجاد میکند. این ترکیب، یادآور تکنیکهای ادبی 'جریان سیال ذهن' است.
راهکار:
برای مدیریت احساسات غمگین، سعی کنید آنها را از طریق نوشتن، نقاشی یا صحبت با یک دوست صمیمی بیان کنید. این کار به شما کمک میکند تا با درد خود کنار بیایید و به تدریج احساس بهتری داشته باشید.
چون نسیمی همه جا در جریان است حسین
روح جاوید جهان است که جان است حسین
راز این زمزمه را سینه زنان میدانند
ضربان است که در قلب جهان است حسین
آب را پس زد و رو کرد به دنیا سقا
گفت لبهای مرا آب روان است حسین
دست خود داد ولی دست به طاغوت نداد
به امان نامه چنین گفت امان است حسین
️
4.8
شعر امام حسین
منکه باشم یا نباشم کار دنیا لنگ نیست ،
من بمیرم یا بمانم هیچ کس دلتنگ نیست ،
روزگاری ما هم مثل گل نگاری داشتیم ؛
این گونه خار نبودیم ما اعتباری داشتیم؛
ای که در فصل زمستان اینگونه میبینی مرا،
این زمستان را نبین ما هم بهاری داشتیم️
4.9
غمگین شعر حقیقت دلتنگی
دنگ دنگ
ساعت گیج زمان در شب عمر
می زند پی در پی زنگ
زهر این فکر که این دم گذر است
می شود نقش به دیوار رگ هستی من
لحظه ها می گذرد
آنچه بگذشت، نمی آید باز
قصه ای هست که هرگز دیگر
نتواند شد آغاز!
_سهراب سپهری ️
5.0
غمگین شعر ادبی خسته
چه کسی می داند، که تو در پیله تنهایی خود تنهایی؟!
چه کسی می داند، که تو در حسرت یک روزنه در فردایی؟!
پیله ات را بگشا…. تو به اندازه پروانه شدن زیبایی✓😉🦋
"آره خلاصه... ¡:)"️
5.0
موفقیت شعر انگیزشی
او رفته سالهاست چه میخواستم چه شد
این نیز بخت ماست چه میخواستم چه شد
آن بیوفا که لحظهای از من جدا نبود
حالا ببین کجاست، چه میخواستم چه شد
ای کاش گفته بود که آن آخرین نگاه
پایان ماجراست، چه میخواستم چه شد
گویا وصال دوست که بر من حرام بود
بر دیگران رواست😃 چه میخواستم چه شد
شعر مرا شنید و پسندید و گریه کرد
اما مرا نخواست چه میخواستم چه شد
آغاز سال نو من و داغ فراق تو
عید است یا عزاست؟ چه میخواستم چه شد
️
4.9
غمگین شعر نامردی دلتنگی ادبی
تو گفتی بارونو دوست داری؛ ولی چترتو باز کردی
گفتی خورشیدو دوست داری؛ ولی دنبال سایه بودی
گفتی عاشق وزیدن بادی؛ ولی پنجره رو بستی
و برای همین میترسم وقتی میگی منم دوست داری.! ️
4.8
غمگین شعر حقیقت
چنان گرفته در آغوش آسمان مرا
که بغض ابر سیاهی تن جهان مرا
شبیه بید که طوفان از آن گذر کرده ست
کسی شکسته غمش بند استخوان مرا
مسیر باد رها کرده گیسوانش را
بریده عطر هوا بی امان، امانِ مرا
“جلال جاوند”️
4.8
غمگین شعر خاطره حقیقت ادبی
جان و جهان! دوش کجا بودهای
نی غلطم، در دل ما بودهای
دوش ز هجر تو جفا دیدهام
ای که تو سلطان وفا بودهای
آه که من دوش چه سان بودهام!
آه که تو دوش که را بودهای!
رشک برم کاش قبا بودمی
چون که در آغوش قبا بودهای
زَهره ندارم که بگویم تو را
«بی من بیچاره چرا بودهای؟!»
آینهای رنگ تو عکس کسیست
تو ز همه رنگ جدا بودهای...
_ مولانا ️
3.4
عاشقانه شعر عرفان مولانا عشق عرفانی وحدت وجود این غزل دلنشین مولانا، نمونهای زیبا از مفهوم «حضو...
مولانا و راز حضور و غیاب معشوق در عشق عرفانی:
این غزل دلنشین مولانا، نمونهای زیبا از مفهوم «حضور و غیاب» در عرفان است. برخلاف تصور اولیه جدایی، عاشق در نهایت درمییابد که معشوق همیشه در دل اوست. مولانا به طرز شگفتانگیزی این پارادوکس را با آینهای توصیف میکند که رنگ کسی را بازتاب نمیدهد، بلکه خود معشوق فراتر از هر رنگ و فرمی، جدا و بیمانند است.
راهکار:
برای درک عمیقتر مفاهیم مولانا، توصیه میشود به جای صرفاً خواندن، به «معانی باطنی» کلمات توجه کنید و بکوشید تا حس حضور معشوق را در درون خود بیابید؛ این راهی است برای تجربه عملی عرفان.