همیشه تو بودی و هستی عشق و باور و همه کسم :: اگه بری تموم میشم میمیره وجودم میگیره نفسم :: از وقتی پاتو گذاشتی تو قلب من :: دیگه به کل شدی همه غم و درد من :: من از بوی خوش عطر تن توجون میگیرم :: توی لحظه های تنهاییم با بودن یاد توعه که آروم میگیرم :: اگه یه شب نباشی که پیشم بمونی وکنارم :: دلم میگیره و ساکت و سرد و بی قرارم :: دیگه نمونده ازم چیزی شدم مثل ابرای زمستون :: مثال عاشقای دیوونه مثل لیلی ومجنون✌️💞💯👌️
3.7
عاشقانه شعر عشق ایرانی شعر عاشقانه احساسات عمیق لیلی مجنون این شعر، یادآور داستان عاشقانه لیلی و مجنون است، ن...
اینم یکی دیگه از شعرای خودمه با تقدیم ..: من با بوی عطر خوش نفس تو گیج و مست میشم :: منی که بی تو هیچم همیشه با بودن باتو هست میشم :: نگیر ازم این حس خوش بوی عطر رازقی رو :: نبر ازوجودم طعم شیرین این حس عاشقی رو :: بیا بمون برام و با داشتنت بهم پرمعواترین حس دلخوشی رو ده :: بیا و با خواستنت بهم حس زیباترین دلدادگی رو ده..💖💯👌✌️️
3.7
عاشقانه شعر عطر دلبستگی شیرینی عشق حس خوش این شعر، با زبانی لطیف و احساسی، به قدرت عطر و حس ...
تو نمی خواهی عزيزت بشوم زور كه نيست!
يا نگاهم بكند چشم تو مجبور كه نيست
شده يكبار بيايي به دلم سر بزنی؟
با توام! خانه تنهايی من دور كه نيست
آنكه با شاخه گلی حرف دلش را می زد
پر درد است ولی مثل تو مغرور كه نيست
خواستم دل بكنم از تو ولی حيف نشد
لعنتی غير تو با هيچ كسی جور كه نيست
مشكل اينجاست نگفتی تو به من، ميدانم
تو نمی خواهی عزيزت بشوم زور كه نيست.🫧
️
يا نگاهم بكند چشم تو مجبور كه نيست
شده يكبار بيايي به دلم سر بزنی؟
با توام! خانه تنهايی من دور كه نيست
آنكه با شاخه گلی حرف دلش را می زد
پر درد است ولی مثل تو مغرور كه نيست
خواستم دل بكنم از تو ولی حيف نشد
لعنتی غير تو با هيچ كسی جور كه نيست
مشكل اينجاست نگفتی تو به من، ميدانم
تو نمی خواهی عزيزت بشوم زور كه نيست.🫧
️
4.2
شعر دلتنگی وقتی یکی و دوست داری 'حافظ' بخون
وقتی عاشقش هستی 'مولانا'بخون
وقتی شکست عشقی خوردی 'وحشی بافقی' بخون
وقتی اعصاب نداری 'ایرج میرزا'
و در آخر وقتی عاقل شدی 'سعدی' بخون.️
وقتی عاشقش هستی 'مولانا'بخون
وقتی شکست عشقی خوردی 'وحشی بافقی' بخون
وقتی اعصاب نداری 'ایرج میرزا'
و در آخر وقتی عاقل شدی 'سعدی' بخون.️
4.4
عاشقانه شعر دوستت دارم ادبی مولانا مشابه ها
بی تو این شهر برایم قفسی دلگیر است
شعر هم بی تو به بغضی ابدی زنجیر است
آنچنان میفشرد فاصله راه نفسم
که اگر زود،اگر زود بیایی دیر است
رفتنت نقطه پایان خوشیهایم بود
دلم از هرچه و هرکس که بگویی سیر است
سایهای مانده زِ من بی تو که در آینه هم
طرح خاکستریاش گُنگ ترین تصویر است
خواب دیدم که برایم غزلی میخواندی
دوستم داری و این ساده ترین تعبیر است
کاش میبودی با چشم خودت میدیدی
که چگونه نفسم با غم تو درگیر است...
|️
شعر هم بی تو به بغضی ابدی زنجیر است
آنچنان میفشرد فاصله راه نفسم
که اگر زود،اگر زود بیایی دیر است
رفتنت نقطه پایان خوشیهایم بود
دلم از هرچه و هرکس که بگویی سیر است
سایهای مانده زِ من بی تو که در آینه هم
طرح خاکستریاش گُنگ ترین تصویر است
خواب دیدم که برایم غزلی میخواندی
دوستم داری و این ساده ترین تعبیر است
کاش میبودی با چشم خودت میدیدی
که چگونه نفسم با غم تو درگیر است...
|️
4.7
شعر عاشقانه غمگین تنهایی فاصله غم عشق شعر فارسی این شعر، یادآور مضامین کهن غزل فارسی در وصف درد فر...
ا
شده گاهی ز خودت سیر شوی؟
شده آهی بکشی، بغض کنی، پیر شوی؟
شده بنویسی دو خط نامه و بسپاری به آب
نامه را پس بزند آب ، دلگیر شوی؟
شده با طعنه به این و آن نشانت بدهند؟
یا که از جانبِ قلبت شده تحقیر شوی؟:)
- شــــعر️
شده گاهی ز خودت سیر شوی؟
شده آهی بکشی، بغض کنی، پیر شوی؟
شده بنویسی دو خط نامه و بسپاری به آب
نامه را پس بزند آب ، دلگیر شوی؟
شده با طعنه به این و آن نشانت بدهند؟
یا که از جانبِ قلبت شده تحقیر شوی؟:)
- شــــعر️
4.3
شعر تنهایی فلسفی احساسات تنهایی ناامیدی شعر فارسی این شعر کوتاه، با زبانی ساده و صمیمی، به زیبایی اح...
.
دلكبعدازدیدنتدیگربهجایشبندنیست!
عقلهمبادیدن ِچشمتوقدرتمندنیست...
اسمِخودراحذفکردمازصفاهدایعضو؛
قلبِعاشقهاڪهدیگرقابلِپیوندنیست:)!️
دلكبعدازدیدنتدیگربهجایشبندنیست!
عقلهمبادیدن ِچشمتوقدرتمندنیست...
اسمِخودراحذفکردمازصفاهدایعضو؛
قلبِعاشقهاڪهدیگرقابلِپیوندنیست:)!️
4.6
عاشقانه شعر عشق یک طرفه اونجا که وحشی بافقی میگه:
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﺩﻝ ،
ﺩﻝ ﺧﻨﺪه ﺯﻧﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﻏﻢ ،
ﻏﻢ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﻋﻘﻞ ،
ﺍﻭ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﺗﻮ ،
ﺗﻮ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﯽ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﯾﻢ ﻫﺮ ﺩﻭ ﭼﻮ ﺩﻭ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﺍﻭ ،
ﺍﻭ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﻡ ، ﺩﻝ ﺭﻓﺖ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ🍂☕️
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﺩﻝ ،
ﺩﻝ ﺧﻨﺪه ﺯﻧﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﻏﻢ ،
ﻏﻢ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﻋﻘﻞ ،
ﺍﻭ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﺗﻮ ،
ﺗﻮ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﯽ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﯾﻢ ﻫﺮ ﺩﻭ ﭼﻮ ﺩﻭ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﺍﻭ ،
ﺍﻭ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﻡ ، ﺩﻝ ﺭﻓﺖ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ🍂☕️
4.5
شعر فلسفی وحشی بافقی تناقض درونی شعر کلاسیک فارسی فلسفه خنده وحشی بافقی در این شعر، با تکرار مضمون «میخندد دیو...
توکل بر خدایت کن؛
کفایت میکندحتما؛
اگرخالص شوی با او؛
صدایت میکند حتما"؛
اگر بیهوده رنجیدی؛
از این دنیای بی رحمی؛
به درگاهش قناعت کن؛
عنایت میکند حتما"؛
دلت درمانده میمیرد؛
اگرغافل شوی از او؛
به هروقتی صدایش کن؛
حمایت میکند حتما"؛
خطا گر میروی گاهی؛
به خلوت توبه کن بااو؛
گناهت ساده میبخشد️
کفایت میکندحتما؛
اگرخالص شوی با او؛
صدایت میکند حتما"؛
اگر بیهوده رنجیدی؛
از این دنیای بی رحمی؛
به درگاهش قناعت کن؛
عنایت میکند حتما"؛
دلت درمانده میمیرد؛
اگرغافل شوی از او؛
به هروقتی صدایش کن؛
حمایت میکند حتما"؛
خطا گر میروی گاهی؛
به خلوت توبه کن بااو؛
گناهت ساده میبخشد️
5.0
شعر مذهبی ادبی خدا ❦⟢بـا بَـعـضـی«دوسـت داشـتَـنهـا»مـیشَـوَد
شَـب را «زِنـدِگـی» کَـرد چـای وِلَـرمـی نـوشـیـد،
مـوسیـقـی مُـلایِـمی شِـنـیـد وَ بـا شَـببِـخِـیـر «عـاشِقـانـهای» به خواب رَفت
بَــعـضـی دوسـت داشـتَـنها
خــودِ «مُـعــجِــزهاَنــد»⟣❦
∗—∗–∗—∗
💙✨💎🦋️
شَـب را «زِنـدِگـی» کَـرد چـای وِلَـرمـی نـوشـیـد،
مـوسیـقـی مُـلایِـمی شِـنـیـد وَ بـا شَـببِـخِـیـر «عـاشِقـانـهای» به خواب رَفت
بَــعـضـی دوسـت داشـتَـنها
خــودِ «مُـعــجِــزهاَنــد»⟣❦
∗—∗–∗—∗
💙✨💎🦋️
4.4
عاشقانه شعر دوستت دارم ادبی زندگی
〔 ما افسردهدلان ساکنِ کویِ غم و دردیم ؛
در عشق شکستخورده ، ولی توبه نکردیم . . 〕
-مولانا❤️🩹
️
〔 ما افسردهدلان ساکنِ کویِ غم و دردیم ؛
در عشق شکستخورده ، ولی توبه نکردیم . . 〕
-مولانا❤️🩹
️
4.4
غمگین شعر ادبی مولانا بی جهـت اغــراق کردم، دلبـر و رعنا کشیدمـ؛
از «لئوناردو داوینچی» عذرخواهی میکنم که..
اینهمـه عکس تــو را مثل «مونالـیزا» کشیدمـ!
تو نمیدانِستی اَصلاً شَــهرزاد قصّـه ها کیست؛
من هــزار و یکـ شبــ از موهـای تـو یـَلدا کشیدمـ
دلخوش نیلوفَ🪷ـری در گوشـهٔ مردابـــ بودی؛
من تو را مهتـابگون تا آســمان بالا کشیدمـ..
نچَشمِ تو معمـولی اما مَنــ میان شِعر هایــم؛
نزورقی با پلک پــارو در دِلــِ دَریـا کشیدم..️
از «لئوناردو داوینچی» عذرخواهی میکنم که..
اینهمـه عکس تــو را مثل «مونالـیزا» کشیدمـ!
تو نمیدانِستی اَصلاً شَــهرزاد قصّـه ها کیست؛
من هــزار و یکـ شبــ از موهـای تـو یـَلدا کشیدمـ
دلخوش نیلوفَ🪷ـری در گوشـهٔ مردابـــ بودی؛
من تو را مهتـابگون تا آســمان بالا کشیدمـ..
نچَشمِ تو معمـولی اما مَنــ میان شِعر هایــم؛
نزورقی با پلک پــارو در دِلــِ دَریـا کشیدم..️
3.9
غمگین شعر نامردی عشق یک طرفه دلتنگی دل به هرکس میسپاری، پای احساست بمان؛
من که رفتـم، پای قلب قـدر نشنـاست بمـان؛
من به گلهایی که میخشکند عادت کردهام؛
تو همیشه عاشـق ارکیـده و یاست بمـان!
زود دستم را زمین انداختـم در این قمـار!
با همان سرباز و شاه و بیبی و آست بمان:)
ظاهراً معیار تو چیزی به غیر از عشق بود!
تا ابد پابنـد آن معیــار و مقیـاست بمـان!
کندوکاو و فکر کردن مال قبل از عاشقیست..
عاشق هر کس که هستی پای احساست بمان.
️
من که رفتـم، پای قلب قـدر نشنـاست بمـان؛
من به گلهایی که میخشکند عادت کردهام؛
تو همیشه عاشـق ارکیـده و یاست بمـان!
زود دستم را زمین انداختـم در این قمـار!
با همان سرباز و شاه و بیبی و آست بمان:)
ظاهراً معیار تو چیزی به غیر از عشق بود!
تا ابد پابنـد آن معیــار و مقیـاست بمـان!
کندوکاو و فکر کردن مال قبل از عاشقیست..
عاشق هر کس که هستی پای احساست بمان.
️
3.6
غمگین شعر خاطره حقیقت خسته به کوروش به آرش به جمشید قسم
به نـقـش و نـگار تخت جمشید قسـم
ایران همی قلب و خون مـن است
گرفته زجان در وجود مــن اســت
بخوانیم این جمله در گوش باد
چو ایران مباشد تن من مباد
️
به نـقـش و نـگار تخت جمشید قسـم
ایران همی قلب و خون مـن است
گرفته زجان در وجود مــن اســت
بخوانیم این جمله در گوش باد
چو ایران مباشد تن من مباد
️
4.4
𝓫𝓮𝓱 𝓴𝓸𝓻𝓸𝓼𝓱 𝓫𝓮𝓱 𝓪𝓪𝓻𝓼𝓱 𝓫𝓮𝓱 𝓳𝓶𝓼𝓱𝓲𝓭 𝓰𝓱𝓼𝓶𝓫𝓮𝓱 𝓷ـ𝓰𝓱ـ𝓼𝓱 𝓿 𝓷ـ𝓰𝓪𝓻 𝓽𝓴𝓱𝓽 𝓳𝓶𝓼𝓱𝓲𝓭 𝓰𝓱𝓼ـ𝓶𝓪𝓲𝓻𝓪𝓷 𝓱𝓶𝓲 𝓰𝓱𝓵𝓫 𝓿 𝓴𝓱𝓸𝓷 𝓶ـ𝓷 𝓪𝓼𝓽𝓰𝓻𝓯𝓽𝓮𝓱 𝔃𝓳𝓪𝓷 𝓭𝓻 𝓿𝓳𝓸𝓭 𝓶ــ𝓷 𝓪𝓼ــ𝓽𝓫𝓴𝓱𝓿𝓪𝓷𝓲𝓶 𝓪𝓲𝓷 𝓳𝓶𝓵𝓮𝓱 𝓭𝓻 𝓰𝓸𝓼𝓱 𝓫𝓪𝓭𝓬𝓱𝓸𝓸 𝓪𝓲𝓻𝓪𝓷 𝓶𝓫𝓪𝓼𝓱𝓭 𝓽𝓷 𝓶𝓷 𝓶𝓫𝓪𝓭
گُفته بودی کِه چِرا مَحو تَماشایِ مَنی/آنچنان مات که مُژه بَر هَم نَزَنی♡
مُژه بَر هَم نَزَنَم تا کِه زِ دَستَم نَرَوَد/ناز چَشم تو به قَدر مُژه بَر هَم زَدَنی♡
.
.
.
ₙₐₙₐ️
مُژه بَر هَم نَزَنَم تا کِه زِ دَستَم نَرَوَد/ناز چَشم تو به قَدر مُژه بَر هَم زَدَنی♡
.
.
.
ₙₐₙₐ️
4.3
عاشقانه شعر دوستت دارم ادبی « گر به ما بینی و اینگونه شدیم »
« از خودی خوردیم و دیوانه شدیم »
##################################
« دوست من ! محرم راز نهان کن در دل خویش »
« بسکه کس زیاد است ، گرگ آشنا در پوست میش »
✍️ [ Mohsen,Mousavi ]️
« از خودی خوردیم و دیوانه شدیم »
##################################
« دوست من ! محرم راز نهان کن در دل خویش »
« بسکه کس زیاد است ، گرگ آشنا در پوست میش »
✍️ [ Mohsen,Mousavi ]️
4.5
شعر تیکه دار دوستی خیانت اعتماد پند شعر بالا با اشاره به تجربهی تلخِ "از خودی خوردن"،...
رک بگویم ؟!
از همه رنجیده ام ,
از غریب و آشنا ،
ترسیده ام,
با مرام و معرفت بیگانه اند ،
من ، به هر سازی که شد ،
رقصیده ام ,
در زمستان سکوتم ،
بارها ، با نگاه سردتان ،
لرزیدن ام ...
رد پای مهربانی ,
نیست .!
من تمام کوچه را گردیده ام ،
سال ها از بس که ،
خوشبین بوده ام ,
هر کلاغی را ، کبوتر دیده ام .!
وزن احساس شما را ،
بارها ، با ترازوی خودم سنجیده ام .!
بی خیال سردی آغوش ها ،
بی خیال ، سردی آغوش ها️
4.5
غمگین شعر خسته زندگی بی تفاوت گریه کن عیبی ندارد
دل سبک تر میشود
در گلو بغض بماند
چشمِ دل تَر میشود
زندگی بالا و پایین دارد
اما چاره چیست ؟
گر بخواهی گر نخواهی
زندگی سر میشود
حسرت شیرین و تلخ
زندگی را مخور
هر چه در پیشانیت باشد
مقدر میشود.......️
دل سبک تر میشود
در گلو بغض بماند
چشمِ دل تَر میشود
زندگی بالا و پایین دارد
اما چاره چیست ؟
گر بخواهی گر نخواهی
زندگی سر میشود
حسرت شیرین و تلخ
زندگی را مخور
هر چه در پیشانیت باشد
مقدر میشود.......️
4.9
غمگین شعر حقیقت زندگی گفته بودم که اگر بوسه دهد توبه کنم
که دگر باره از این گونه خطاها نکنم
بوسه را داد و چو برداشت لبش از لب من
عهد کردم که دگر توبه ی بیجا نکنم
آنقدر بوسیدمش تا خسته شد
غرق در آن بوسه ی پیوسته شد
خواست تا لب بر شکایت وا کند
لب نهادم بر لبش تا بسته شد
.....️
که دگر باره از این گونه خطاها نکنم
بوسه را داد و چو برداشت لبش از لب من
عهد کردم که دگر توبه ی بیجا نکنم
آنقدر بوسیدمش تا خسته شد
غرق در آن بوسه ی پیوسته شد
خواست تا لب بر شکایت وا کند
لب نهادم بر لبش تا بسته شد
.....️
4.3
عاشقانه شعر شعر عاشقانه عهدشکنی طنز کلامی شور و اشتیاق این شعر زیبا به شکلی طنازانه به گسستن عهد و پیمان ...
گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟
راستش زور من ِ خسته به طوفان نرسید
گر چه گفتند بهاران برسد مال منی
قصه آخر شد و پایان زمستان نرسید
من گذشتم که به تقدیر خودم تکیه کنم
جگرم سوخت ولی عشق به عصیان نرسید
کلِ این دهکده فهمید که عاشق شده ام
خبر اما به تو ای دختر چوپان نرسید
در دل مزرعه بغضم سله بسته است قبول!
گندمم حوصله کن نوبت باران نرسید…
نان عاشق شدنم را پسر خان می خورد
لقمه ای هم به منِ بچه ی دهقان نرسید️
راستش زور من ِ خسته به طوفان نرسید
گر چه گفتند بهاران برسد مال منی
قصه آخر شد و پایان زمستان نرسید
من گذشتم که به تقدیر خودم تکیه کنم
جگرم سوخت ولی عشق به عصیان نرسید
کلِ این دهکده فهمید که عاشق شده ام
خبر اما به تو ای دختر چوپان نرسید
در دل مزرعه بغضم سله بسته است قبول!
گندمم حوصله کن نوبت باران نرسید…
نان عاشق شدنم را پسر خان می خورد
لقمه ای هم به منِ بچه ی دهقان نرسید️
5.0
عاشقانه شعر عشق نرسیده تقدیر صبوری قصه ناتمام این شعر با ظرافت، حسرتِ عشقی را بیان میکند که حتی...
خورشید به ماه گفت :
جایمان را عوض کنیم؟
ماه گفت :
آیا میتوانی طاقت بیاوری برای کسانی که شب ها گریه میکنند؟
خورشید گفت :
آیا میتوانی افکار کسانی را تحمل کنی که برای گریه کردن منتظر شب میمانند؟🌚 ️
جایمان را عوض کنیم؟
ماه گفت :
آیا میتوانی طاقت بیاوری برای کسانی که شب ها گریه میکنند؟
خورشید گفت :
آیا میتوانی افکار کسانی را تحمل کنی که برای گریه کردن منتظر شب میمانند؟🌚 ️
4.7
غمگین شعر حقیقت دلتنگی شب ☀⤶«ایــن روزهــا کــه مـیگُــذَرَد ، هَــر روز "
اِحساس میکُـنَم کـه کَسی دَر باد فَـریاد میزَنَـد
اِحساس مـیکُـنَـم کـه مَـرا اَز عُـمـق جـادِههای
مـه آلــود ؛ یـک آشـنـای دور صِــدا مـیزَنَــد"
آهَــنــگِ آشــنــایِ صِــدایِ او
«مِـثـل عـبــورِ نــور»
«مِـثـل عـبـور نـوروز»
«مِثل صِدای آمَدَن روز اَسـت»↻☀
💙✨💎🦋️
اِحساس میکُـنَم کـه کَسی دَر باد فَـریاد میزَنَـد
اِحساس مـیکُـنَـم کـه مَـرا اَز عُـمـق جـادِههای
مـه آلــود ؛ یـک آشـنـای دور صِــدا مـیزَنَــد"
آهَــنــگِ آشــنــایِ صِــدایِ او
«مِـثـل عـبــورِ نــور»
«مِـثـل عـبـور نـوروز»
«مِثل صِدای آمَدَن روز اَسـت»↻☀
💙✨💎🦋️
3.4
عاشقانه شعر دلتنگی ادبی خاطره اونجا که جناب بافقی میگه:
ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم، بریدیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشهٔ بامی که پریدیم، پریدیم
️
ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم، بریدیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشهٔ بامی که پریدیم، پریدیم
️
4.3
غمگین شعر سکوت خسته ادبی 🌹چه زیبا گفت خواجه نصیر الدین توسی:
☆کم گوی و به جز مصلحت خویش مگوی🍁
چیزی که نپرسند تو از پیش مگوی☆
▪︎دادند دو گوش و یک زبانت ز اغاز🌿
یعنی که دو بشنو و یکی بیش مگوی▪︎️
☆کم گوی و به جز مصلحت خویش مگوی🍁
چیزی که نپرسند تو از پیش مگوی☆
▪︎دادند دو گوش و یک زبانت ز اغاز🌿
یعنی که دو بشنو و یکی بیش مگوی▪︎️
4.2
شعر اقتصادی ادبی حقیقت زندگی نهبیمارمنهسرحالم
نهازبودنخبردارم
گهیباعقلگهیبادل
گهیازهردوبیزارم
گهیسرحالوشادابم
گهیغمگینوبیحالم
چهغوغاییستدراینعالم...
کهگاهازشوقدرسازم
گهیباگریهدمسازم
گهیبیدارولیمردع
گهیدرخوابغمگینم
گهیهوشیارولیمدهوش
گهیبامرگمیسازم
گهیباخندهغمگینم
چهحالیستدراینعالم
چهحالیستدراینحالم!🫠💔
نوشتههایخانومنون؛️
نهازبودنخبردارم
گهیباعقلگهیبادل
گهیازهردوبیزارم
گهیسرحالوشادابم
گهیغمگینوبیحالم
چهغوغاییستدراینعالم...
کهگاهازشوقدرسازم
گهیباگریهدمسازم
گهیبیدارولیمردع
گهیدرخوابغمگینم
گهیهوشیارولیمدهوش
گهیبامرگمیسازم
گهیباخندهغمگینم
چهحالیستدراینعالم
چهحالیستدراینحالم!🫠💔
نوشتههایخانومنون؛️
4.6
فلسفی شعر تناقضات درونی دوگانگی انسان حالات متغیر خودشناسی خانوم نون در این شعر به زیبایی تناقضات درونی انسان...
آمدی تا درد من درمان شود
باور بی باورم ایمان شود
قصهی زیبای تو در گوش من
در هوای ابریم باران شود
من خمار بی تو بودن میکشم
دست و پایم تا ابد لرزان شود
تا کجای عاشقی عاشق شوم
یک جهان از شور من حیران شود
️
4.7
عاشقانه شعر غزل عشق شوق خماری این غزل از حافظ، با تصویرسازیهای قوی و استفاده از...
تو مرا آزردی
که خودم کوچ کنم از شهرت،
تو خیالت راحت
میروم از قلبت،
میشوم دورترین خاطره در شبهایت
تو به من میخندی
و به خود میگویی: باز میآید و میسوزد از این عشق ولی
برنمیگردم، نه
میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد.
عشق زیباست و حرمت دارد.
-سهراب سپهری.🌱🪷️
که خودم کوچ کنم از شهرت،
تو خیالت راحت
میروم از قلبت،
میشوم دورترین خاطره در شبهایت
تو به من میخندی
و به خود میگویی: باز میآید و میسوزد از این عشق ولی
برنمیگردم، نه
میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد.
عشق زیباست و حرمت دارد.
-سهراب سپهری.🌱🪷️
3.5
عاشقانه شعر دلتنگی ادبی در نگاهِ خلق، از دیوانگان کم نیستم
فکرِ زخمی دیگرم، دنبال مرهم نیستم
ظاهرم چون بید مجنون است و باطن مثل سرو
از تواضع سر به زیر انداختم؛ خم نیستم
لطف خورشید است اگر از ماه نوری می رسد
آنچه فهمیدی غلط بود؛ آنچه هستم، نیستم!
شیشه ای نازکدلم؛ اما بدان ای سنگدل
خرد شد هرکس که میپنداشت محکم نیستم.
_حسین دهلوی️
فکرِ زخمی دیگرم، دنبال مرهم نیستم
ظاهرم چون بید مجنون است و باطن مثل سرو
از تواضع سر به زیر انداختم؛ خم نیستم
لطف خورشید است اگر از ماه نوری می رسد
آنچه فهمیدی غلط بود؛ آنچه هستم، نیستم!
شیشه ای نازکدلم؛ اما بدان ای سنگدل
خرد شد هرکس که میپنداشت محکم نیستم.
_حسین دهلوی️
3.8
شعر فلسفی خودشناسی تابآوری قضاوت ظاهر و باطن حسین دهلوی در این شعر، با هنرمندی تمام به تضاد عمی...