بشنو این نی چون شکایت میکند
از جداییها حکایت میکند
کز نیستان تا مرا ببریدهاند
در نفیرم مرد و زن نالیدهاند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش️
1.0
شعر جدایی درد فراق معنی شعر نی نامه شعر مولانا در مورد جدایی شکایت نی از جدایی ...
شکایت نی از جدایی شعر مولانا:
خسته ای غم زده ای مثل منی میفهمم
دوست داری ز خودت دل بکنی میفهمم
زیر سنگینی دنیا کمرت خم نشود
در تلاشی که فقط جا نزنی میفهمم
آنقدر رهگذران زخم زبانت زده اند
ظاهرا طاقت هر حادثه ای را داری
از درونت هم اگر میشکنی میفهمم
صحبت از هرچه کنی بر ضررت خواهد بود
حرف داری و نباید بزنی میفهمم .️
3.0
غمگین شعر خستگی از زندگی غم و تنهایی درک شدن در غم زخم زبان مردم ...
شعر درک غم و خستگی از زندگی:
🖤🐦⬛پرواز کن...پرواز کن...ای پرنده...بال هایت را باز کن🐦⬛🖤
🖤🐦⬛پرواز کن که آینده ای در انتظار است که برای تو ساخته شده🐦⬛🖤
🖤🐦⬛میدانم میتوانی...خوب میدانم که میتوانی موفق شوی🐦⬛🖤️
3.0
Fly...fly...bird...spread your wings Fly, there's a future waiting for you, made for you I know you can...I know you can succeed
موفقیت شعر حقیقت آرامش
اونجا ک شاعر میگه:
کاش میشد سرنوشت خویش را، از سر نوشت،
کاش میشد اندکی تاریخ را بهتر نوشت،
کاش میشد پشت پا زد برتمام زندگی....
داستان عمر خود را گونه ای دیگر نوشت...! ❤️🩹️
3.0
غمگین شعر حقیقت زندگی
گل خندان
لحظهء دل نظر برروی آن ماه
جهان می افکند
دل به شوقش جان خود را در
میان می افکند
لحظهءباخندهایش صدتوبه رادر
یک نفس می شکند
با نگاه چشم مستش صیدرا در
یک زمان می افکند
عارف..🌹ی🌹💚🌹ق🌹
️
-
عاشقانه شعر تاثیر نگاه معشوق چشم مست عاشقانه شعر گل خندان شکستن توبه با خنده ...
شعر در وصف گل خندان و چشم مست:
کاش بودی و ميدیدی چگونه در غیاب تو ، همه چیز رنگ عوض کرده است ، انگار خورشید دیگر نمیتابد و ستاره ها خاموش شدهاند . سکوت خانه ها ، سنگین تر از همیشه است . صدای پای تو ، که روزی آرامش بخش ترین موسیقی زندگی ام بود ، حالا فقط در خاطرم میپیچد و درد را تازه میکند . چقدر دلم برای حرفهایت ، خندههات تنگ شده🙂
1404.3.13 ️
3.0
غمگین شعر حقیقت خسته دلتنگی
توبه نکردیم رمضان می رود
وقت گران از کفمان می رود
این دهه ی آخر و شبهای قدر
همچو نفس از تن وجان می رود
وای! نبخشیده مرا پرکشید
همچو یکی مرغ پران می رود
آه صد افسوس که این ماه خوب
زود ز پیش همگان می رود
قدر ندانسته،شب قدر نیز
از کف هر پیر و جوان می رود
دل نشده است پاک هنوز از گنه
این رمضان است دوان می رود
بار الها،نظری کن،ببخش
بخت خوش تیره دلان می رود
آه،کجا عمر بلندی که باز
دیده شود جانب آن می رود️
1.0
موفقیت شعر حقیقت
چه کسی می داند که تو در پیله تنهایی خود تنهایی
چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی
پیله ات را بگشا
تو به اندازه پروانه شدن زیبایی
#سهراب_سپهری️
-
غمگین شعر خسته دلتنگی زندگی
چگونه با انسان ها رفتار کنم؟
ادبیات:
با انسان ها!؟
نیک باش عزیز من!
اما، کمرنگ رقیق و بسیار دور...
چرا که هیچ موجودی به اندازه ی آدمیزاد
نمی تواند از نیکی پشیمانت کند! ️
1.0
شعر ادبی
کردار نکو کن که نه سودی ست ز گفتار؛
نیازی نیست با که حرفتو برای ادما احمق توجیح و تفسیر کنی،
بهش عمل کن، نتیجه و رفتار تو خودش بزرگترین توجیح و حرف زدنه:)
_ پروین اعتصامی
️
3.0
تیکه دار شعر ادبی سکوت
من خود دلم از مهر تو لرزید وگرنه
تیرم به خطا میرود اما به هدر، نه
دل خون شده وصلم و لبهای تو سرخ است
سرخ است ولی سرختر از خون جگر، نه
با هرکه توانسته کنار آمده دنیا
با اهل هنر؟ آری! با اهل نظر؟ نه!
بدخلقم و بدعهد، زبانبازم و مغرور
پشت سر من حرف زیاد است مگر نه؟
یک بار به من قرعه عاشق شدن افتاد
یک بار دگر، بار دگر، بار دگر… نه!️
1.0
غمگین شعر شعر عاشقانه غمگین دل شکستگی پشیمانی عشقی عشق یک بار ...
شعر عاشقانه یک بار عاشق شدن:
عشق یار
عشق تو آتش جوش دلم آورد
به جوش
جززعشق هیچ مگو اینک دمی
شوخموش
گوهرآن عشق را تو به صدجان
بخر
چون زعشق تو کردم جان خودرا
فراموش
عارف..ی🌹🌹💚🌹🌹️
-
عاشقانه شعر شعر عاشقانه عشق پرشور تاثیر عشق عشق یار ...
او کیست؟
ماهی ایست کِه دَر باتلاق شِنا می کُند.
پَرَندِه ایست کِه شُوق پَرواز را دَر قَفَس سَر می کُند.
آری جَوانیست کِه نا اُمید شامگاه را سَحر می کُند️
3.0
غمگین شعر جوانی ناامید ماهی در باتلاق پرنده در قفس توصیف گرفتاری ...
شعر درباره جوانی ناامید و گرفتار:
ღߊ߬ܔ ܢܚ݅ܥ̣ߺ ܭܘ ࡅ߳و ܥܝ ܭܝ̇ߺߊܝ ܩߊیܨ ܝوܝ̇ܢܚࡅ߳و ߊ߬ܔ ܝوܝ̇ ܭܘ ܢ̣ߊ ࡅ߳و ܩیܝوܥ ܝ̇ߺوܝوܝ̇ܢܚࡅ߳ܥܨ ܝܦ̇ࡅ߳ߺߺܙ و ܢ̣ܘ ߊܝ̇ߺࡅ߳ظߊܝ ܦ̇ܝܥߊ ܩܝ̇ߺܢܚ݅یܝ̇ߺܥܝیߊܥ̣ߺ ܭܘ حߊصܠܙ حیߊࡅ߳ߺߺܙ ߊܩܝوܝ̇ܢܚࡅ߳ღ️
-
شعر زندگی
خواهی که رستگار شوی راستکار باش
تا عیـب جـوی را نرسـد بـر تـو مدخلـی
تیر از کمان چو رفت نیاید به شست باز
پـس واجـبـسـت در هـمــه کـاری تـأملـی
🥀 ️
-
شعر فلسفی رستگاری پند و اندرز راستکار بودن تأمل در کارها ...
شعر پندآمیز درباره راستکاری و تأمل:
لحظهای که در اعماق موسیقی غرق شدهای و اشک امان نمیدهد؛ قطراتی که از چشم میچکد، راه خود را به درون گوش مییابند. این رطوبت ناخواسته، خارش و آزردگی به همراه دارد و گویی ساز ناکوکِ تقدیر، گوش را میخراشد. در این میان، ایرپادها، این همراهانِ لحظاتِ ناب، تاب تحمل این غمِ جاری را ندارند و از گوش میلغزند، گویی سهمشان از این اندوه، همین رها شدن است. 🖤🥲
اینو کمتر کسی درک میکنه🫠🖤️
3.0
The moment you’re lost in music, and tears can’t be held back; those falling drops find their way into your ear. This unwelcome moisture brings an itch and irritation, as if the off-key tune of fate is scratching at your ear. Amidst this, the AirPods, companions of your most intimate moments, can’t bear the weight of this flowing sorrow and slip out of your ears, as if their share of this grief is to be abandoned. 🖤
غمگین شعر ایرپاد از گوش افتادن اشک در موسیقی غم از دست دادن لحظه ...
لحظه غرق در موسیقی و اشک:
𝓫𝓮𝓱 𝓷𝓪𝓶 𝓴𝓱𝓭𝓪𝓸𝓽𝓭 𝓳𝓪𝓷 𝓴𝓱𝓻𝓭𝓴𝔃𝓲𝓷 𝓫𝓻𝓽𝓻 𝓪𝓷𝓭𝓲𝓼𝓱𝓮𝓱 𝓫𝓻 𝓷𝓰𝔃𝓻𝓭𝓯𝓻𝓭𝓸𝓼𝓲♛
᥇ꫀꫝ ꪀꪖꪑ 𝕜ꫝᦔꪖꪮ𝕥ᦔ 𝕛ꪖꪀ 𝕜ꫝ𝕣ᦔ𝕜𝕫ⅈꪀ ᥇𝕣𝕥𝕣 ꪖꪀᦔⅈડꫝꫀꫝ ᥇𝕣 ꪀᧁ𝕫𝕣ᦔᠻ𝕣ᦔꪮડⅈ♛
𝖇𝖊𝖍 𝖓𝖆𝖒 𝖐𝖍𝖉𝖆𝖔𝖙𝖉 𝖏𝖆𝖓 𝖐𝖍𝖗𝖉𝖐𝖟𝖎𝖓 𝖇𝖗𝖙𝖗 𝖆𝖓𝖉𝖎𝖘𝖍𝖊𝖍 𝖇𝖗 𝖓𝖌𝖟𝖗𝖉𝖋𝖗𝖉𝖔𝖘𝖎♛
𝕓𝕖𝕙 𝕟𝕒𝕞 𝕜𝕙𝕕𝕒𝕠𝕥𝕕 𝕛𝕒𝕟 𝕜𝕙𝕣𝕕𝕜𝕫𝕚𝕟 𝕓𝕣𝕥𝕣 𝕒𝕟𝕕𝕚𝕤𝕙𝕖𝕙 𝕓𝕣 𝕟𝕘𝕫𝕣𝕕𝕗𝕣𝕕𝕠𝕤𝕚♛
همه یک معنی میده️
1.0
شعر خدا
چون ڪبوتر نیستیم هر روز بر بامی شویم
تا ابد در بامِ تو حسرت به دل افتادهایم...!!
#راحم_تبریزے️
3.0
عاشقانه شعر دوستت دارم
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
وای جنگل را بیابان میکند
دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان میکند
هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا
آنچه این نامردمان با جان انسان می کنند
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست
فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست
در کویری سوت و کور
در میان مردمی با این مصیبت ها صبور
صحبت از مرگ محبت مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانیت است
مشیری️
3.0
شعر ادبی
نگاه کن که غم درون دیدهام
چگونه قطره قطره آب میشود . .
چگونه سایهی سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب میشود . .
نگاه کن
تمام هستیام خراب میشود . .
شرارهای مرا به کام میکشد
مرا به اوج میبرد
مرا به دام میکشد . .
نگاه کن
تمامِ آسمانِ من
پر از شهاب میشود . .
تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطرها و نورها
نشاندهای مرا
کنون به زورقی ؛
ز عاجها ، ز ابرها ، بلورها
مرا ببر امیدِ دلنوازِ من
ببر به شهرِ شعرها و شورها . . ️
3.0
عاشقانه شعر متفرقه
حالا که آمده ای به قلب من
بنشین که خوب نشسته ای
برایت آب و جارو کرده ام
فرش کهنه دست بافم دلم را
آن گلیم گیلانی کنار اتاق
هنوز هم بوی عطر لباست را دارد
طاقچه منتظر است تا
لمس کند دستانت را
آیینه چشم به راه مانده
تا ببیند روی ماه تورا
دیوار ها از من سوال دارند
که تو کجایی و من چرا پریشانم
بیا که این خانه کوچک
گرمای نفس تو را کم دارد🌴️
3.0
غمگین شعر دلتنگی
روبه رو ام بنی ادمی بود خسته و پیر خسته و ویرانه صد جنگ و طوفان روحی بیزار از به اجبار ماندن در تن،پدر چراغ را روشن کرد گفت بخواب ای انسان احمق احساسی ساده لوح او که باهاش حرف میزنی ایینه است!️
1.0
غمگین شعر خسته زندگی ادبی
جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را
نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را
کنون با بار پیری آرزومندم که برگردم
به دنبال جوانی کورهراه زندگانی را
#شهریار️
-
شعر جدایی خسته
ما همه انسانیم
باید به هم احترام بگذاریم
اگر کسی دینش اسلام بود او را مسخره نکنیم و به او احترام بگذاریم یا اگر دینش یهود بود یهودستیزی نکنیم اگر دینش زرتشت بود به آیینش احترام بگذاریم.
به ملیت ها توهین نکنیم اگر کسی آمریکایی یا آفریقایی یا ایرانی و افغانستانی بود او را به تمسخر نگیریم.
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
#ما_همه_انسانیم️
1.0
عاشقانه شعر حقیقت نامردی زندگی
از همان روزی که دستِ حضرتِ قابیل
گشت آلوده به خونِ حضرتِ هابیل
از همان روزی که فرزندانِ آدم
زهرِ تلخِ دشمنی در خونِشان جوشید
آدمیت مرد!
گرچه آدم زنده بود.
از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند
از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند
آدمیت مرده بود
بعد دنیا هی پر از آدم شد و این آسیاب
گشت و گشت
قرنها از مرگِ آدم هم گذشت
ای دریغ
آدمیت برنگشت .......️
1.0
غمگین شعر زندگی ادبی طبیعت
'جنگ'،'گنج'میشود
'درمان'،'نامرد'
'قهقه'،'هقهق'
ولی'دزد' همان'دزد' است
'گرگ'همان'گرگ'
آری نمیدانم چرا 'من'،'نم' زده است و 'یار'،'رای' عوض کرده است
'روز' به 'زور' میگذرد و
'آشنا' را جز در 'انشا' نمیبینی
چه 'سرد' است 'درس' زندگی
آری، این است دنیای رنگین ما...
چه بسا روزی برسد که 'یار'،'رای' خود را باز گرداند
مگرنه دیگر منی وجود نخواهد داشت
آنجاست که'مرگ'برایم'گرم'خواهد شد چرا که'درد'همان 'درد' است.
🦋 Blue butterfly️
3.0
غمگین شعر زندگی ادبی
سال ها بعد ، مثلا دوسال بعد من همه چیز را فراموش کرده ام ، از همه چیز گذشتم ، روزهای بد را پشت سر گذاشته ام ، آدم های بدِ زندگی ام را حذف کرده ام ، دیگر بخاطر ان چیزی که امروز برایش گریه کرده ام ، گریه نخواهم کرد ، میدانی سالها بعد خیلی دیر میشود، برای غصه خوردن ، برای پشیمان شدن ، از اتفاق های امروز .. خیلی دیر میشود ، سالها بعد من آدم دیگری شده ام .️
-
شعر حقیقت
شعر در مورد حال و هوای جنگ برگرفته از مغز خودم
سرزدن افق/دشمنان اسلام دیگر نمیکشند نطق
یا علی یا علی مددی/دشمنان اسلام نیستند عددی
حیدر کرار مدد یا علی/سپاهیان هستند همانند شیر یا اخی️
3.0
شعر کارما