عشق مجنون تو به تو همانند عشق خدا به انسان میماند و در عین حال تو را همانند خدا میپرستد.رودی که کوه جاریست نشانه دلتنگی بی حد و مرز است که دل سنگ هارا شکاف داده و جاری شده. دوری از تو همانند سازی ست که نوازنده اش کنارش نیست همانند اسمانی ست که ماهش از او جداست همانند دریایی ست که ساحل ندارد.عشق مجنون تو به تو تا ابد به تو ادامه خواهد داشت:)
در سکوت شب هنگامی که اکثر مردم پشت به ستاره های آسمان و کهکشان بی انتها کرده و آرام خفته اند مجنون تو دستانش را بین موهای لیلایش تصور میکند گویی انگار حقیقت است اما تصور تلخی بیش نیست هنگامی که همه خفته اند دل مجنون همچون اقیانوسی نا آرام بی قراری روزی را میکند که با دیدن روی ماه آرام بگیرد:)
در این سکوت شب که اختران خاموشند و باد نیز نفس در سینه بیهوشند صدای پای تو را میشنوم از دوردست که میرسد به گوش جان ز هرچه ناگفته است خیالی خوش که مرا میبرد تا اوج سپید به باغ عشقی که در آن گلهای غم ندید نه قصهی وصل نه اندوه هجران است فقط حضور تو آرامش جان است مانند رود روانم در طلب دیدار چون موج بیقرارم در این گذر در این کار اگر دیدی مرا در حسرت فرداها بدان که جانم در انتظار توست.!
– دوست داشتن چیزي شبیه به گم شدن تویِ یه آدمِ دیگهست. "حالا هرچي کسي رو بیشتر دوست داشته باشي؛ عمیقتر گم میشي!" یه جاهايي دیگه نمیدوني داري براي خودت زندگي میکني یا براي اون!.️