تا به کی باشی؛ بیت عاشقانه کاظم بهمنی:
در روانشناسی، به این حالت «ابهامِ گریز از فقدان» میگویند: مغزِ انسان رنجِ نرسیدنِ مبهم را بهتر از اندوهِ از دست دادنِ قطعی تحمل میکند؛ چون تا وقتی «آرزو» زنده است، مدار پاداش مغز دوپامین آزاد میکند، اما لحظهی پذیرشِ مرگِ آرزو، همان مسیر درد اجتماعیِ مغز را روشن میکند. به همین دلیل شاعر ترجیح میدهد «پی به حضور» نبرد، اما آرزو را دفن نکند.
راهکار:
اینجا برعکسِ دعاست: شاعر بهجای طلبِ وصال، از قبرِ آرزو میترسد؛ انگار ترسِ نهایی، نه نبودنِ معشوق، بلکه دفنشدنِ همان «جستوجوی او»ست. این از دست دادنِ امید، دردناکتر از نرسیدن است.