من نمیتونم برات کادویی گرون بخرم ولی میتونم یه متن در توصیفت بنویسم و ازت تعریف کنم میتونم برات کیک درست کنم میتونم چهرتو نقاشی بکشم میتونم یه روز کامل باهات کارایی که دوست داریو بکنم میتونم صد تا دلیل که تو یه ادمه منحصر به فردی بیارمم و میتونم برات شعر بنویسم یا یه دیبند ببافم برات
در سایههای ناشناختهی زمان، روحها چون ستارگان خاموش میدرخشند؛ نه برای دیده شدن، که برای زمزمه کردن رازهایی که بادها هرگز نمیفهمند. تو ایستادهای در آستانهی ابدیت، اما درِ بسته، کلیدش را در انعکاس چشمانت پنهان کرده:)
برق چشم تابرق چشم توجانم هدف تیر کرد آن حلقه را در افکندی مرا زنجیرکرد آن نرگس مست توچون دل ازمن ببرد تاهرکه آن رخ زیبای تورادید تقدیرکرد عارف..د🌹🌹💚🌹🌹ص.