سرای یار کجاست آن شهر که نگارش دل زما می برد سوختم زفراقش چون دل جان به هرسرا می برد حُسن و جمالش دل و جان را به تاراج می برد از جان در آن خیالش چون دل به تماشا می برد عارف..ص🌹🌹💚🌹🌹️
هوایت را به سرم میزنم .عطرت را به تنم و تا میتوانم خودم را بغل میکنم زیاد پیش آمده ،خیابان ،مترو ،خانه کافیست چشمهایم را ببندم چند نفسِ عمیق و بعد سر از بیمارستان در بیاورم اما من مریض نیستم تنها چند لحظه با تو تنها میشوم و بعد هیچ چیز یادم نمیآید...❣✨