میانگین دوستت دارم و دوست ترت؛ عشق به زبان ریاضی:
در آمار، میانگینِ ۵ و ۵- برابر صفر است؛ ولی هیچکس با صفر زندگی نمیکند! در نظریه «ارزیابی عاطفی» کانمن و تورسکی، مغز انسان بهجای میانگین، «قله» و «پایان» تجربه را ثبت میکند. یعنی نوسان بین «دوستت دارم» و «دوستترت» دقیقاً همان چیزی است که خاطره را زنده نگه میدارد، نه عددِ متوسطِ آن. عشق یک سریزمانیِ غیرخطی است، نه یک معدل ساده. شما میانگینِ رابطهتان را چند گرفتهاید؟
راهکار:
این جمله را میتوان بازتعریف کرد: عشق میانگینپذیر نیست، چون در لحظههای «جان دادن» شدت به بینهایت میرسد و میانگینِ بینهایت با هر عدد متناهی، باز هم بینهایت میشود. پس بهجای محاسبه میانگین، به تعداد دفعاتی فکر کن که توانستهای آن لحظهٔ بینهایت را بسازی؛ همینها معادلهٔ محبت را در ذهن طرف مقابل حل میکنند.