عدالت دوگانه؛ از گردنبند طلا تا حکم اعدام:
اثر «سوگیری خودخدمتمحور» باعث میشود آدمها همان قانون را وقتی علیه خودشان است ناعادلانه و وقتی به نفعشان است عادلانه ببینند. آزمایشهای بازی اولتیماتوم هم نشان میدهد قضاوت اخلاقی ما به نقشمان در بازی بستگی دارد، نه به اصل ماجرا. حتی واکنش مغز وقتی خودت آسیب ببینی شدیدتر از وقتی دیگری آسیب میبیند. به همین دلیل «عدالت» در ذهن بیشتر مردم یک مقیاس لغزنده است. آیا میشود عدالت را بدون آزمون «جابهجایی نقشها» تعریف کرد؟
راهکار:
این متن در واقع «نفع شخصی» را افشا میکند نه «عدالت» را؛ قانون برای خیلیها چراغقوه است نه آینه: به طرف دیگر میتابد نه به خودشان.