جدیدترین متن های کوتاه مهر 1405 از گلچین هزاران متن کوتاه جدید در مهر 1405مناسب بیو . را در بزرگترین سایت بیو و متن کوتاه ایران تاوبیو بخوانید و در بیوگرافی و استوری خود استفاده کنید
مطمئن باش يه قدم تو رو با سه قدم جبران میكنم ، حالا چه دور شدن باشه چه نزدیک شدن .🚷️
من هنوز هم گاهی به گذشته برمیگردم؛ نه برای اینکه چیزی را عوض کنم، چون میدانم گذشته دیگر برنمیگردد. فقط میروم تا چند دقیقه دوباره حس کنم زمانی کسی بود که بودنش برایم شبیه خانه بود. کسی که با یک پیام کوتاه میتوانست تمام روزم را عوض کند و با یک سکوت، تمام شبم را به گریه بکشاند. حالا از آن همه نزدیکی، فقط چند خاطره مانده و یک عالمه سؤال بیجواب.️
می دانی افسردگی چیست؟ آیا تابه حال ماه گرفتگی را دیده ای؟ خوب ، مثل این است که ماه جلوی دل ادم رو می گیرد و دل ، دیگر نوری نمی تاباند. روز روشن ، شب می شود . افسردگی آرام و غمانگیز است.🥀💔️
' یهجایی آقای شاملو میگه : من در بیحوصلگیهایم ، با تو زندگیها کردهام . و چه لحظه هایی که تو زندگیمون ، حوصله هیچ بنیبشری رو نداشتیم، ولی وسطِ همون بیحوصلگی ، غرقِ فکر و خیالِ ‹یهآدم› بودیم :)
وقتی کسی میگه ”نباشی می ميرم” منظورش این نیست ک واقعا می میره؛ منظورش اینه ک دیگه اون آدم سابق نمیشه، مث قبل نمی خنده، شبا دیگه راحت خوابش نمی بره، دیگه پیتزا ها براش خوشمزه نیستن، دیگه هیچی قشنگ نیست و هرجا می ره بهش خوش نمی گذره، دیگه صبحا با انگیزه بیدار نمی شه و گوشیشو چک نمیکنه، دیگه قوی با مشکلاتش رو به رو نمی شه و امیدی برای ادامه دادن نداره اون داره میگه نباشی همه چیز زهر مارم می شه و این از صد تا مردن بدتره ️
چه دنیای عجیبی... پسرا میگن دخترا خیانت میکنن دخترا میگن پسرا خیانت میکنن اخرشم به هیچی نمیرسن در واقع می خوان ثابت کنن که فقط حرف خودشون درسته نه بقیه😪 تو این دنیای بی رحم همه فقط خودشونو میبینن اگر به کسی دل ببندی اخرش همینی میشه که گفتم (خیانت) همراه با کلی درد و استرس و غیره حالا اگر دوست داری برو سراغ عشق و عاشقی تا متوجه بشی که عشق از هر دردی بد تره البته فقط اخرش که فکر میکنی همه چی عالیه که بعد نابود میشه.️
نشسته بودم وسطِ زندگیام،کمی خسته،کمی آرام،کمی صبور،خو گرفته بودم به آنچه بود و نبود،برمیآمدم از پسِ دُرشتیِ روزگار،که تو آمدی! تو از کدام راه، مسیرت به من افتاد؟ مانندِ نورِ خورشیدِ دمِ صبح، صاف افتادی وسطِ همین زندگی.. تو که آمدی، هوا روشن شد، نوری آمد. طوفانی در دلم برپا شد،به یکباره همه جا تاریک شد، نور رفت، تو هم رفتی! حال دیگر غمِ تو را کجای این جهان جای دَهم؟️
تصور؟ تو از خواستنت گفتی، منم از خودم. تنها فرقش این بود که تو میخواستی من برای خواستهات تغییر کنم، من خواستم برای ماندنت خودم را از دست ندهم.
هیچوقت نگفتم خواستهات مهم نیست. فقط قرار نبود اهمیتش از اهمیت خودم بیشتر شود.
تو انتخاب کردی که با این شرایط نمانی، منم انتخاب کردم که برای ماندنت خودم را مجبور نکنم. نه من تو را مجبور کردم بمانی، نه تو حق داشتی مرا مجبور کنی شبیه چیزی شوم که نیستم.️