- در واپسین نفس های امید مرا جستجو کن . در لطافت قاصدك قبلِ ازهم گسستگی تار و پودش با فوت صیاد در سُرور نرگسِ سرزندهی دشت قبل از چیده شدن ، در شادی دختربچهی خیس زیر باران قبل از سیلی مادر ، لابهلای غم ها دنبال من بگرد من دفن شدهام در اندوه روزگار . . ️
- شب فرو می افتاد ، به درون آمدم و پنجره ها را بستم ، باد با شاخه در آویخته بود من در این خانه تنها ، تنها غم عالم به دلم ریخته بود - ناگهان حس کردم ك کسی آنجا بیرون در باغ در پس پنجرهام میگرید صبحگاهان شبنم میچکید از گل سیب . . - ابتهاج️
- هوای آمدنت دیشبم به سر میزد ، نیامدی ك ببینی دلم چه پر میزد . به خواب رفتم و نیلوفری بر آب شکفت ، خیال روی تو نقشی به چشمتر میزد ، شراب لعل تو میدیدم و دلم میخواست ، هزار وسوسهام چنگ در جگر میزد ، زهی امید ك کامی از آن دهان میجُست ، زهی خیال ك دستی در آن کمر میزد ، دریچهای به تماشای باغ وا میشد . دلم چو مرغ گرفتار بال و پر میزد ، تمام شب به خیال تو رفت و میدیدم ك پشت پردۀ اشکم سپیده سر میزد . ️