و دیگر کسی نبود که او را بلد باشد...
️🥀ما از آن پاک دلانیم که زکس باک نداریم 🥀 🥀یک شهرهمه دشمن و یک یار نداریم:)
️.«قِســـــمَت نَبود». پاسخی به تمام ذوق هایی که زود کور شد🖤
️آشفته دلان را هوس خواب نباشد .....
️آه از این دوری که در نزدیکی او می کشم️
گاه تنها میشوم تنهاتر از همه
گوشه ای میشینم و حسرت ها را مرور میکنم
نمیدانم کدام خواهش ها را نشنیدم
و به کدام تنهایی خندیدم که تنهاترینم…
من آن گلبرگ مغرورم نمیگیرن ز بی آبی ولی بی دوست میمیرم در این مرداب تنهایی...
️شب هيچوقت برای ما شب نبود
نامادری سنگدلی بود كه با خاطرات هرشب
ما را كتک ميزد.
من سنگسار لذت با خویش خفتنم!!!!
️وقتی بچه بودم از روح می ترسیدم.وقتی بزرگ شدم فهمیدم آدما ترسناکترند..🥀
️-خَیلےوَقتہ!- عَقربہهآیسآعتهَمونجایی موندهکطُرفتی:)!💔
️اما نمیدانستم ما بودن هم مزخرف باشد🚶🏽♂️️
دَر سڪــوټ دݪ خـود غـَـرق و فٰریــآد میزݩـم...!
️یک نظر دیدم و
تاوانِ
دو عالم
دادم ...
️
صدایی از درون با من میگوید:
شروع فصل بی رحم تنهاییست!!
من از خیابانی یکطرفه میآیم،
تنها...
با چمدانی پُر از هیچ!
حاصل خیره
در آینه شدن ها آیا
دو برابر شدن غصه ی
تنهایی نیست...؟
• فاضل نظری
لعنت به تنهایی که کوه را !
رود می کند….
کوچ تا چند؟!!مگر میشود از خویش گریخت
️"باوَرَت" که بهم بریزد
میشود "باروت"
جهنم میکند دلت را ...
منم آن برگه زرده خشکه افتاده از درخت، در فصل بهار :)
️چه هوای خوبیست امروز...
چنان خوب که نمیدانم چای بنوشم
یا خودم را دار بزنم!
-آنتوان چخوف
️من رد پا ندارم؛
ردِ درد را بگیر و به من برس...!
-علیرضا روشن
️اشتیاقِ تو مرا سوخت کجایی، بازآ...
️
من لذتهای ساده را ستایش میکنم
آنها آخرین پناهگاه آدمهای پیچیدهاند...
پرسید خود را چگونه ساختی؟
گفت:《زخم بر زخم》
-محمود درویش
️