نمی دانم چه می خواهم بگویم، غمی در استخوانم می گدازد، خیال ناشناسی آشنا رنگ، گهی می سوزدم گه می نوازد، پریشان سایه ای آشفته آهنگ، ز مغزم می تراود گیج و گمراه، چو روح خواب گردی مات و مدهوش، که بی سامان به ره افتد شبانگاه، درون سینه ام دردیست خونبار، که همچون گریه می گیرد گلویم، غمی آشفته دردی گریه آلود، نمی دانم چه می خواهم بگویم! #هوشنگ_ابتهاج🖤🥀️
یه دختره بود👩💼 که انگشتر میخواست💍 اما عشقش بِجاشـ یه خرس 🐻 بانَمَک داد اماّ دختَره با عَصَبانیَت خرس 🐻 رو پَرت میکنـہ وَسَط خیابون پسَره کـہ میره خرس 🐻 رو بَرداره یهو یه ماشین بِهش میزَنه 🚗 وَ میمیره😭 سَره مجلس ِِِِِِِِِِِِِِِِخَطمش دُختره خرس رو بغل میگیره که دستگاه توی خرس 🐻 حرف میزنه ازش یه انگشتر بیرون اومَد وَ گُفت :« بامنَ ازدواج میکُنی؟ دَردناکه نَـہ😔😔💔️