عشق آن است که خیابان به خیابان همه راه ردکنی ناگهان بر سر یک کوچه کمی مکث کنی مادرم گفت گفت که عاشق نشوی گفتم چشم چشمای تو مرا بی خبر از چشمم کرد عشق ان است که یوسف بخورد شلاقی درد از سرو تن . مغز زلیخا برود....*:️
تو میتونستی چشمایی که تا ابد فقط تورو میبینه رو داشته باشی، میتونستی لبایی که جز تو احدی رو نبوسیده و بدنی که توسط هیچ کس جز تو لمس نشده رو داشته باشی ؛ پاهایی که وقتی اسمت وسط باشه تا اخر دنیا میاد و قلبی که تا ابد میخواد توش باشی و داشته باشی ؛ ولی تو متاسفانه لیاقت هیچیو نداشتی.️