بی جهـت اغــراق کردم، دلبـر و رعنا کشیدمـ؛ از «لئوناردو داوینچی» عذرخواهی میکنم که.. اینهمـه عکس تــو را مثل «مونالـیزا» کشیدمـ! تو نمیدانِستی اَصلاً شَــهرزاد قصّـه ها کیست؛ من هــزار و یکـ شبــ از موهـای تـو یـَلدا کشیدمـ دلخوش نیلوفَ🪷ـری در گوشـهٔ مردابـــ بودی؛ من تو را مهتـابگون تا آســمان بالا کشیدمـ.. نچَشمِ تو معمـولی اما مَنــ میان شِعر هایــم؛ نزورقی با پلک پــارو در دِلــِ دَریـا کشیدم..️
از دور نگاهت میکردم هربار که از تنهایی و ترس از دست دادند ؛ حتی وقتی که نداشتمت ، داشتم خفه میشدم! من تنهایی برات عاشقی کردم. توی همین اتاق آبی.... « اسلحه »️
ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی دردیست در این سینه که همزاد جهان است از داد و وداد آن همه گفتند و نکردند یارب چقدر فاصله ی دست و زبان است خون میچکد از دیده در این کنج صبوری این صبر که من میکنم افشردن جان است...️