چشمانم خیس است و قلبم تیر میکشد در این بین درد معدهام هم مرا به مرز جنون میرساند و همه اینها از فراغ توست هر روز که میگذرد حس میکنم بخشی از وجودم گم شده و این احساس مانند دانههای شن در ساعت شنی به آرامی در حال ریختن است یاد تو در هر گوشه از ذهنم به طرز عجیبی زنده است و هر لحظه غمی عمیقتر از قبل بر دوشم سنگینی میکند دلم برای آن روزهای ساده و شادمانه تنگ شده و حالا فقط یاد توست که در دل این تاریکی نور امیدی ست️
5.0
عاشقانه غمگین دلتنگی غم و اندوه جدایی رنج روحی و جسمی این متن به زیبایی پیوند عمیق میان رنج روحی و نموده...