باشــی یــا نباشــی .. ایــن شب ســـر میشـــود !
امــا ایــن شب کجـــا و آن شب کجــــا؟!
اگر نسیمی، شانه ات را لرزاند
بـــــــــــــــــدان منم..
که هنوز دوســــــتت دارم..
♡:) ️
بهم گفت هیچوقت عشقمو تنها نمیزارم...
راست میگفت، چون من عشقش نبودم :)
بارون رو دوست نداشت. میگفت از خیس شدن لباسم متنفرم! از اون روز به بعد همیشه با خودم چتر میبرم. شاید بارون گرفت، شاید دیدمش …
️برایم شعر بفرست
حتي شعرهایی که عاشقان دیگرت
برای تو مي گویند...
مي خواهم بدانم
دیگران که دچار تو میشوند
تا کجای شعر پیش میروند
تا کجای عشق
تا کجای جاده ای که من
در انتهای آن ایستاده ام!
#افشین_یدالهی
یک روز #روح خودم مرا #ترک میکند..:(
نباید از دیگران #انتظار داشت!!.. ️
میدونست موهای من تا کمرمه و لخته ولی یه روز میگفت من موی پسرونه دوست دارم یه روزم میگفت موی فر دوست دارم..
میدونست من قدم بلنده ولی میگفت دختر باید تو بغلت گم شه..
مریضین وقتی میبینین یکی شبیه معیاراتون نیست میرید جلو وبهش پیشنهاد میدین؟
نمیگین اخرش اون میمونه و احساس ناکافی بودن؟
️
منم آن درختِ پیری که نداشت برگُ باری ️
من میفهمم جواب گزینه آخره️
شب که میشه میوفتیم توی رودخانه ای از خاطره ها! شنا میکنیم،دست و پا میزنیم،غرق میشیم،خفه میشیم و میخوابیم!!! #شب
️که کنار نگذاشته بودم برایت!
حسرت نیامدنت که هیچ..
با حسرت نگفتن این حرفها
چه کنم من...️
لُکنت فقط از کارماندن زبان نیست
چشم ها هم گاهی روی یک چهره
گیر میکنند .
مثلِ بے منطقیِ زنے ست
ڪه وقتے دارد از زندگے مردے مے رود
موهایش را رنگ مے ڪند ...🍂🚶♀️
یادم میاره هی خاطراتتو!️
خَسته نَشدے اَز پَـر ڪِشیدن تو فڪرو خیالَم...♡
️𝘼𝙍𝙀𝙉’𝙏 𝙔𝙊𝙐 𝙏𝙄𝙍𝙀𝘿 𝙊𝙁 𝘽𝙀𝙄𝙉𝙂 𝙄𝙉 𝙈𝙔 𝘿𝙍𝙀𝘼𝙈𝙎?
اما اشک هایم چه فایده ای
دارد وقتی تو نمیبینیم
به خودم میخندم اما چه فایده ای
دارد وقتی تو نمیبینیم
خودم را میزنم اما چه فایده ای
دارد وقتی تو نمیبینیم
تمام این ها را گفتم که بهت بگم
هرکاری کنم بازم منو نمیبینیم️
افتاد کسی منتظرش نیست ،نرفت . ️
تا حالا شده دلتنگ بغل کسی بشی که تا حالا بغلش نکردی:)؟️
ولی دل را تو آسان بردی از من️
امسال از همیشه پاییزتر است
انگار کسی در قلبم سوزن فرو می کند...
می سوزد ، تیر می کشد، صدایش در نمی آید!
#ساناز_قاسمیان 🌱💛
️ییغشدی قونشولار بوتون جار آغلادی من آغلادیم
باشیندا قارلی داغلارا دانشدیم آیرلیق سوزون
بیر آه چکیب باشینداکی قار آغلادی من آغلادیم
طاریمدا نار آغاجلاری منی گوروب دانیشدیلار
بویومو زیتون اوشاخدی نار آغلادی من آغلادیم
ایله که اسدی بیر خزان تالاندی گوللیرم منیم
خبر چاتینجا بولبوله خار آغلادی من آغلادیم
اورک سوزون دئدیم تارا سیملر اولدی پارا پارا
یاواش یاواش سیزیلدادی تار آ️
همسایهها جمع شدند همه همسایه گریست و گریستم
به قلههای پوشیده از برف حدیث جدایی گفتم
آهی كشید برفش گریست و من گریستم
درختان انار طارم مرا دیدند به حرف آمدند
زیتون نازم را كشید و انار گریست و من گریستم
چون باد پائیزی وزیدن گرفت و گلهای من به تاراج رفت
تا خبر به بلبل برسد خار گریست و من گریستم
حرف دل را چو با تار گفتم سیمهایش پاره پاره شد
با سوزی آرام تار گریست و من گ
عاشقانه ها را از پنجره تف کرد
و در را به روی همه بست
گاهی هیچکس ارزش دچار شدن را ندارد…!️