چقدر دلتنگتان هستم؛
کهنههای سحرانگیز خاکگرفته..
چقدر پشت پنجرههای بغض،
به انتظار آمدن دوبارهتان نشستم؛ به انتظار لبخندِ خستهتان.
و چقدر ابرها، زمزمهی سرد باران را، به گوشهایم نواختهاند و نیامدهاید..
یادم نبود، شما هرگز بازنخواهید گشت،
خاطرات خاکگرفتهی دلتنگی..️
کهنههای سحرانگیز خاکگرفته..
چقدر پشت پنجرههای بغض،
به انتظار آمدن دوبارهتان نشستم؛ به انتظار لبخندِ خستهتان.
و چقدر ابرها، زمزمهی سرد باران را، به گوشهایم نواختهاند و نیامدهاید..
یادم نبود، شما هرگز بازنخواهید گشت،
خاطرات خاکگرفتهی دلتنگی..️
4.9
جدایی غمگین دلتنگی اموات