جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

متن های ادبی غمگین / بهترین متن ادبی غمگین [پیشنهادی]

4201 پست
متن های ادبی غمگین گلچین , تعداد 4,201 متن ادبی غمگین به ترتیب بهترین ها برای کپشن بیو پست و.. متن های ادبی غمگین / بهترین متن ادبی غمگین [پیشنهادی]
غمگین ادبی شعر غمگین غمگین عاشقانه غمگین جدایی تنهایی غمگین غمگین شاخ غمگین تیکه دار ادبی تیکه دار ادبی تنهایی ادبی عاشقانه دلتنگی غمگین
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
ما آدم‌های احمقی نبودیم ، ساده بودیم و از روی سادگی به احمق‌ها اجازه دادیم تا در زندگی‌مان دخالت کنند.


-ارنستو چگوارا |️
2.6
غمگین فلسفی حقیقت زندگی ادبی
نصب برنامه اندروید تاوبیو
مشابه ها
می‌دانستم می رَوی
اما این رفتنت را چگونه به قلبم بگویم؟

-ویرگول
1.3
غمگین حقیقت ادبی
موری گفت:
می‌دونی چیه؟ من به اندازه سابق زنده نیستم.اما هنوز هم نمرده ام.چیزی در این وسط هستم.

-از کتاب سه شنبه ها با موری.️
3.2
غمگین فلسفی حقیقت خسته ادبی
اَتل مَتل جدایی
عروسکم کجایی؟
گاو حسن پریشون،
ی دل دارم پر از خون
عشقم رفته هندستون
خونم شده قبرستون
ی دنیا غُصه بردار’
اِسمشو بذار بچگی
تا آخر زندگی
آچینو واچین تموم شد
عمر من حروم شد.))₩
🔞🔞☠️☠️😈😈️
2.5
غمگین شعر زندگی ادبی مغرور
«آدم‌ها همدیگر را
با کلمات به دست می‌آورند
و با رفتار از دست می‌دهند.»🤍💤️
3.4
شاخ غمگین ادبی کارما
یک‌ریسمان‌فکندی ، بردیم‌بربلندی
من‌درهوامعلق ؛ آن‌ریسمان‌گسسته...️
3.1
عاشقانه غمگین ادبی
کلمه‌ها کوتاه‌تر از آن‌اند که قامت ِاین اندوه را اندازه بگیرند .️
5.0
غمگین خسته ادبی
تو به من چیزی را یاد دادی که هیچکس دیگر نتوانست یاد دهد.
تو به من درد عاشقی و زخم قلب را یاد دادی که جوانیم را بر باد دهد؟️
-
غمگین تیکه دار نامردی خسته ادبی
خودم را چنان در تنهایی وحشتناکی می‌دیدم، که به فکر خودکشی افتادم. چیزی که جلویم را گرفت، این بود که هیچکس مطلقاً هیچکس از مرگم متاثر نخواهد شد و در مرگ خیلی تنهاتر از زندگی خواهم بود.

-ژان پل سارتر(تهوع)
#تیکه_کتاب️
2.2
غمگین فلسفی حقیقت زندگی ادبی
- گمان می‌کنم که شاید من همیشه
عاشقِ چیز‌هایِ دور بوده ام . .
عاشقِ ستاره ، ماه ، زحل
اقیانوس ، ابر ها
و تو . .

[مه‍ خآموش]️
2.8
غمگین فلسفی حقیقت خسته ادبی
فشار دستانش بر گلویم، راه نفسم را می‌بندد.
التماس می‌کنم، تنها برای یک‌بار دیگر…
اما هر بار، با خشمی افزون‌تر، این گلوی نحیف را در چنگال خود می‌فشارد.
می‌خواهم فریاد برآورم، تمام عالم را از این رنج آگاه کنم،
اما هر لحظه که می‌گذرد، درد بدتر در تار و پودم رخنه می‌کند.
می‌فشارد، محکم‌تر از پیش…
اینبار من هم اورا همراهی میکنم تا این سکوت تمام حیاتم را پایان دهد

نیواد 🪶️
1.0
غمگین فلسفی حقیقت سکوت ادبی
خاطرات خیلی عجیب هستند، گاهی اوقات می‌خندیم به روزهایی که گریه می‌کردیم، و گاهی اوقات گریه می‌کنیم به یاد روزهایی که می‌خندیدیم…!️
2.9
Khaterh
غمگین ادبی حقیقت