تو قول داده بودی .. قول داده بودی بچه دیگه این کارو نکنی.. ): بچه چطور دلت میاد تنهامون بزاری...💔 نگا کن این همه آدم جونشون به جون تو بنده .. تروخدا برگرد .. برنگردی قول میدم که نمیمونم تو این دنیا چون دلیلی ندارم برای موندن اینجوری میرم پیش داداشم دیگه دلتنگش نمیشم .. تروخدا برگرد..️
ولی من هرجایی حس کردم از دست دادم و نابود شدم و اشتباه کردم، دلم فقط با اون جملهی کیمیاگر آروم شد که میگفت: « آنچه قسمت توست، از کنارت نخواهد گذشت» .️
وارد وجودم شدم. دنیایی متروکه بود. صدای کسی رو میشنیدم که آروم یه سری کلمات اهریمنی زمزمه میکرد. به سمت صدا که رفتم، دیدم یه نفر شبیه به خودم اما کاملا تاریک، در حالی که دود سیاه غلیظی از وجودش بلند میشد، دست کرده بود توی قفسه سینهش و در تلاش بود قلب سیاهش رو از جا در بیاره...️