گفت : ‹ بالاخره که فراموشش میکنی ؛ اینجوری نمیمونه . . . › نفس عمیقی کشیدم و گفتم : ‹ یادِ بعضی آدما هیچوقت تمومی نداره . . . با اینکه نیستن ؛ با اینکه رفتن ؛ ولی هیچوقت خاطرهشون تموم نمیشه . . . › گفت : ‹ ولی همین که نیستش ؛ کم کم همه چی تموم میشه . . . › گفتم : ‹ بودنِ بعضی از آدما ؛ تازه از نبودنشون شروع میشه . . . › ️
میدونی من خیلی سعی میکنم ک ب بقیه بفهمونم ک خوب نیستم ک نیاز دارم با یکی حرف بزنم ک روزی صد بار ب فکر خودکشی میفتم ک نمیتونم زندگی کنم ولی هیشکی نمیفهمه حتی کسایی ک بهم میگفتن ماهمیشه باهاتیمم تنهام گزاشتن من واقعا خستم خسته تر از اونیم ک ادامه بدم...️