نوشته بود: "آنقدر تجربیات مهم زندگیاش را در تنهایی گذرانده بود که هنگام مرور خاطراتش به جای آنکه با آدمهای مختلف مواجه شود، با تنهاییهای گوناگون خود روبهرو میشد."️
ترکیب جالبیست برخورد متکای سرد و خیس از اشک من با صورت متورم و داغ و سرخم .و حنجره ی خشک شده از فریاد با چشم های تَرَم و موهای مواج شدهام به خاطر کشیدنش .دیوانگی هم زیبا بود و نمیدانستیم.(:️