بعضی وقتا که تو جمعتون کنار شماها شروع میکنم به خوشحال بودن و خندیدن اما یهو یادم میاد چقدر ایگنور شدم از تو و این جمع چقدر تنهام انگار یه نفر کنار گوشم بدون مکث زمزمه میکنه : تو خیلی تنهایی اونجاست که لبام رو هم قفل میشه لبخندم میماسه مثل یه باتری خالی یه گوشه کز میکنم. ️
دیگه نه بحث ميكنم،نه توضیح میدم،نه توضيح میخوام نه دنبال دلیل میگردم. فقط ميبينم وسکوت میکنم و فاصله میگیرم.. چون واستون توضیحامو دادم،اونجوری که باید ناراحت شدم، عصبی شدم و دیگه نمیخوام که اینجوری باشه. ️