به دیگران که نگاه میکنم کودکیشان را در جوانیشان مییابم همانقدر شاد و سرزنده. به منِ درون آینه نگاه میکنم؛ از چشم های پرفروغ و مهربانم تنها سیاهچاله ای با خطوطی اطراف آن مانده است.لب های خشک و ترک برداشته ام نشان دهنده سال ها نخندیدن است.دست هاین مدت هاست لطافت هنر را لمس نکرده و تنها دست در دست منطق و عقل مانده، ترکش های روزگار بر بدنم به جا مانده است. سهم من از روزگار یک عمر دلتنگی برای کودکی نکرده است💤️
برای کسانی که اشکشان دم مشکشان است گریهنکردن سخت خواهد بودکسانی که انقدر احساسات پویایی دارند که در حال جوشو خروش است سخت است برای محافظت از خود نقاب بر چهره بزنند برای کسانی که نیاز به یک همدم دارند که درکشان کند سخت است عادت کردن به تنهایی به خاطر درک نشدن ها و غضاوت های مداوم برای کسی که دنیارا در قلبش اهلی کرده است سخت است عادت کردن به وحشی بودن دنیااما اگر کسی عادت کند دیگر انتضار نداشته باشید خود قبلی اش شو️
کوچیک تر که بودم,برخلاف الآنم دوست داشتم بزرگ بشم،خیلی بزرگ.. اما بزرگ که شدم,فهمیدم دنیای بچگی خیلی متفاوت تر ,رنگی تر و واقعی تره! هرسال که میگذره این موضوع بیشتر بهم ثابت میشه،کاشکی میشد جلوی بزرگ شدن رو گرفت تنفر دارم از روز تولدم، مرسی از اونایی که یادشون بود💖🎀️