ولی اینکه کنارت باشه و حس نشی خیلی دردش بیشتر از ترک شدنه،،،
حداقل وقتی ترک میشی تکلیفت با خودت مشخصه ولی وقتی کنارته و نادیدت میگیره هی با خودت میگی اضافی ام؟ دوسم داره؟ مهمم براش؟ آخرشم میرسی به آخرین مرحله و خودخوری کردنت تبدیل میشه به گریه کردن!:) خودت از اول میدونستی انگاری اضافی ای براش ولی این دله لعنتیت که تا مرحله شکستنو نابود شدنش قبول نمیکنه،میکنه؟!️
راستشو بخوای هنوز موندم بین رفتن یا نرفتن هنوز شک دارم یه بار میگم مگه ندیدی اون رفت الان از رفتنش دوسال گذشته ها چرا من تنها باشم اما اون هر روز با یکی خوش بگذرونه اما باز هم یه چیزی ته دلم داد میزنه میگه هر چقدر هم بگی فراموشش کردم اما باز دوستش داری همیشه یه چیزی نمیذاره منم مثل تو برم کاش میشد منم یه روزی مثل تو برم از این دردی که یه تنه خودم تنهایی ب دوش میکشم خلاص بشم (:️
- ولی من تویِ کنج ترین و تنها ترین . . جایِ قلبم تو رو حس میکنم ! میتپه و تو رو صدا میزنه مثل اونجایی که ؛ جناب سعدی میگه : ‹ دیگران چون بروند از نظر از دل بروند ! تو چنان در دلِ من رفتهِ که . . جان در بدنی : )!'🧡'📽 ›
درواقع هیچکس نمیدونه شما چه شبایی و با چه فکرایی گذروندید .. هیچکس نمیدونه شما با چه حد از دردِ روحی یه شب و صبح کردید . بخاطر این حجمِ غمی که خودت تحمل کردی و خودت تجربه کردی، بیشتر مراقب خودت باش و خودتو دوست داشته باش:)!💆🏻♀️'🌱'️