🎐 دوسـت داشتـن هیـچوقت به معنـای همیـشه مونـدن نـیسـت..🌱
️
4.2
loving doesn't always mean staying forever..
عاشقانه غمگین
پرواز بی انتها🖇️🕊️:
جانت ز دست رفت و تو بی چاره زنده ای...
•عاطفه
️
3.1
عاشقانه غمگین ادبی عشق یک طرفه
... دلتنگی یعنی روبروی دریا ایستاده باشی و خاطرهی یه خیابون خفهات کنه... | |
️
4.0
🇫🇷 Manquant signifie, Tenez vous devant la mer Et le souvenir d'une rue Vous étouffer
عاشقانه غمگین جدایی دلتنگی
⸤ خون من قرمزِ اشتیاق بود، روح من آبیِ متمایل به تمامِ جغرافیا... ⸣
-حاتمه رحیمی
️
3.0
عاشقانه غمگین ادبی
قیمت عشق چقدر کم شده است!❤️💔 کمتر از اب روان!🌊 و چه تخفیف بزرگی خورده♾➕ قیمت هر انسان💲😏
️
3.1
عاشقانه غمگین عشق یک طرفه
برای همه ی ما
همه ی روزها فراموش می شوند؛
به جز همان یک روز
که نشانی آن را
به هیچ کس نگفتیم . . .
محمدرضا_عبدالملکیان
️
3.1
عاشقانه غمگین بهترین ها زندگی
دیوانه منم که میدانم محالی و باز میخواهمت..!❤️🩹️
3.1
عاشقانه غمگین عشق یک طرفه
عشق :/یعنی چند ساعت خیره و پای عکسی بنیشی ...️
3.2
عاشقانه غمگین بی تفاوت
صدبار پشیمانی و صد مرتبه توبه
هربار پشیمان ز پشیمانی خویشم...!
️
3.0
عاشقانه غمگین خسته زندگی
حالم دقیقاً اونجایی که حسین صفا نوشت :
《غمت غمگینم کرده ، اما دوستت دارم .》
خودِ وفآست ...
️
3.1
عاشقانه غمگین دوستت دارم
همیشه خواسته ام از خدا فقط او را
چنان که خسته تنی، چای قند پهلو را ...️
3.0
عاشقانه غمگین شعر ادبی خدا
همه مون واسی یکی گریه کردیم اون واسی یکی دیگه گریه کرده🖤🎀🧷️
5.0
غمگین عاشقانه عشق یکطرفه گریه برای کسی که دوستت نداره دلتنگی بدون جواب عشق بیجواب تحقیقات علوم اعصاب نشان میدهد عشق یکطرفه همان مسیر...
عشق یکطرفه؛ وقتی همه برای یکی گریه کردیم:
تحقیقات علوم اعصاب نشان میدهد عشق یکطرفه همان مسیرهای دوپامینی اعتیاد را فعال میکند؛ یعنی وقتی برای کسی گریه میکنی که او برای دیگری گریه میکند، مغزت دقیقاً مثل ترک یک ماده مخدر عمل میکند. به همین دلیل این اشکها فقط غم نیستند، یک سندرم ترک واقعیاند. سوال اینجاست: آیا دلت برای او تنگ شده یا برای همان حس اعتیادی که خودت ساختهای؟
راهکار:
این متن یک چرخهی عاطفی را نشان میدهد: تو برای کسی گریه میکنی که او برای دیگری میگرید. همانطور که او در ذهن تو زندگی میکند، تو هم احتمالاً در قلب یک نفر دیگه بیجواب نیستی. شاید وقتش رسیده به جای فکر کردن به کسی که تو را نمیبیند، متوجه کسی شوی که مدتهاست بیصدا به تو فکر میکند.
ﻋﺸﻖ ﻳﻌﻨﻰ ﺷﺮﻳﮏ ﺷﺎدﻳﺖ ﺑﻮ ﻏﻤﺖ ﺗﻨﻴﺎ ﺑﻜﻴﺸﻰ
ﻋﺸﻖ ﻳﻌﻨﻰ ﭼﻦ ﺳﺎﻋﺖ ﺧﻴﺮه و ﭘﺎی ﻋﻜﺴﻰ ﺑﻨﻴﺸﻰ:)🫠🖤
️
-
غمگین عاشقانه خیره شدن به عکس معشوق غم تنهایی در عشق دلتنگی عاشقانه شریک شادی و غم خیره شدن به عکس معشوق مدار پاداش مغز (VTA و هسته ا...
عشق یعنی شریک شادی و غم؛ خیره شدن به عکس معشوق:
خیره شدن به عکس معشوق مدار پاداش مغز (VTA و هسته اکومبنس) را روشن میکند و دوپامین ترشح میشود، شبیه مکانیسم اعتیاد خفیف. جمله «غم را تنها بکشی» با دلبستگی اجتنابی همخوان است: بعضیها در رنج، انزوا را به همدلی ترجیح میدهند تا آسیبپذیری نشان ندهند. آیا عشق واقعی باید رنج را تقسیم کند یا تنهایی در غم خودش شکلی از صمیمیت است؟
راهکار:
این تعریف، عشق را به دو نیمه نابرابر تقسیم میکند: شادی مشترک و اندوه خصوصی. از نگاه روانشناسی، وقتی غم بهتنهایی حمل شود، صمیمیت هیجانی نصف میشود؛ اما همین خیره شدن به عکس نوعی گفتوگوی خاموش با غیاب است. شاید عشق واقعی جایی است که دیگری اجازه دارد غم تو را هم ببیند، نه فقط شادیات را.
تا به کی باشی و من پی به حضورت نبرم؟
آرزویِ منی،ای کاش به گورت نبرم!
️
-
عاشقانه غمگین آرزوی برآورده نشده دلتنگ برای معشوق حسرت ناگفتهها ترس از حسرت ابدی مغز انسان برای حسرت، سوختِ آماده دارد: مطالعات روا...
دلتنگی برای معشوق و ترس از آرزوی برآوردهنشده:
مغز انسان برای حسرت، سوختِ آماده دارد: مطالعات روانشناسی سالمندی نشان میدهد پشیمانی از ناگفتهها و آرزوهای برآوردهنشده ماندگارتر از پشیمانیِ خطاهای عملی است. در ادبیات فارسی هم «آرزوی پنهان» همارزِ میل سرکوبشده است؛ هر چه سرکوب شود، در ضمیر ناخودآگاه پررنگتر هذیان میسازد. مسئله این است: چرا گاهی نزدیکترین غایب، نامرئیترین است؟
راهکار:
این بیت دو زمان را در هم میفشارد: حالِ بیخبری از حضور و آیندهای که آرزو در آن دفن میشود. انگار معشوق نه غایب، بلکه در پردهای از نادیدن است؛ آرزو را نه در گور، که در زبان باید جست. تا وقتی خطاب ادامه دارد، حضور منتفی نیست.
جا تو با یکی عوض کنم؟
من بی تو بودن و ترجیح میدم به هزارتا عشق الکی💁♀️️
5.0
عاشقانه غمگین بی تو بودن عشق الکی ترجیح تنهایی به رابطه جایگزین کردن عشق در روانشناسی، «اصل کمیابی» میگوید آدمها به چیزی...
ترجیح بی تو بودن به هزار عشق الکی:
در روانشناسی، «اصل کمیابی» میگوید آدمها به چیزی که یکتا و غیرقابل جایگزین است، ارزش بیشتری میدهند؛ به همین دلیل رابطهی واقعی حتی در نبودش، از هزار گزینهی مصنوعی ارضاکنندهتر است. از طرفی «پارادوکس انتخاب» بری شوارتز نشان میدهد هرچه گزینههای الکی بیشتر باشند، اضطراب و احساس پوچی بالا میرود. این ترجیح، یک محاسبهی هیجانی نیست؛ یک غریزهی حفظ اصالت است. اگر تنهاییِ انتخابی از رابطهی بد ارزشمندتر شد، آیا هنوز میشود اسمش را تنهایی گذاشت؟
راهکار:
این جمله را میتوان یک اعلام استقلال عاطفی خواند: ترجیح نبودنِ یک رابطهی اصیل به هزار رابطهی نمایشی، نه نشانهی ضعف، بلکه نشانهی سیستم پاداش مغز است که به عمق پاداش میدهد، نه تعداد. از این زاویه، تنهایی انتخابی میتواند لوکسترین شکل صمیمیت باشد.
.
اگه با منم نخندیدید... بی من بخندید لطفا..
'مراقبت کنین.. خیلی زیاد..' ️
1.0
عاشقانه غمگین دلتنگی عاشقانه پیام خداحافظی عاشقانه مراقبت از خود بی من بخند خندهی واقعی عضلات اطراف چشم را درگیر میکند و مغز...
دلتنگی عاشقانه؛ بی من بخند و مراقب خودت باش:
خندهی واقعی عضلات اطراف چشم را درگیر میکند و مغز را با اندورفین و دوپامین شارژ میکند؛ اما پژوهشها نشان میدهد لبخند اجباری در شرایط غم، کورتیزول را بالا میبرد و فشار روانی را بیشتر میکند. پس «بی من بخند» اگر واقعی باشد، یک نسخهی هیجانی سالم است، نه انکار غم. آیا در نبودِ کسی میتوانید بدون احساس گناه بخندید؟
راهکار:
این جمله را میشود جور دیگری خواند: عشق بالغ یعنی غمِ نبودنت، حقِ شادی طرف مقابل را از بین نبرد. «بی من بخند» نه انکار رابطه است، نه بیتفاوتی؛ یک گذر از مالکیت عاطفی به مراقبت واقعی است.
من ك بیچاره شدم ڪاش ولی هیچ دلی
گیرِ لحنِ بمِ مردانهیِ محکم نشود . . ️
1.0
عاشقانه غمگین دل بستن به آدم اشتباه دلشکستگی عاشق شدن با صدا جذابیت صدای مردانه لحن بم مردانه در مغز، ناحیهٔ شنوایی را مستقیماً به...
دل بستن به لحن بم مردانه و عاقبت تلخ آن:
لحن بم مردانه در مغز، ناحیهٔ شنوایی را مستقیماً به سیستم پاداش وصل میکند؛ پژوهشها نشان داده افت فرکانس صدا (حدود ۸۵ تا ۱۲۰ هرتز) باعث ترشح دوپامین و بالارفتن جذابیت ادراکی میشود، حتی اگر محتوای کلام بیمعنی باشد. جالب اینجاست که این واکنش در زنان عمدتاً در دورهٔ تخمکگذاری شدت میگیرد. پس شاید «گیر کردن» در لحن، یک مکانیزم تکاملی باشد، نه ضعف شخصی. کدام صدایی هنوز توی ذهنتان میپیچد؟
راهکار:
این حس نه سادهدلی، بلکه واکنش طبیعی مغز به «صدای بم» است؛ انگار ضمیر ناخودآگاه شما به یک سیگنال تکاملی پاسخ داده، نه به یک شخص. بازتعریف این تجربه میتواند از سنگینی پشیمانی کم کند.
درد داشتم به تو مبتلا شدم تا که درمانم شوی حال نا امیدم چون تو نیز مبتلایی اما به تسکین دیگری️
3.0
Acı çekiyordum, senden enfeksiyon kaptım ki beni iyileştirebilesin. Şimdi çaresizim çünkü sen de enfeksiyon kaptın ama başka bir yolla
عاشقانه غمگین عشق یک طرفه وابستگی عاطفی به معشوق دل بستن به آدم اشتباه مثلث عشقی در روانشناسی به این وضعیت «زخمِ همجهت» نزدیک است؛...
دل بستن به آدم اشتباه؛ دردِ عاشقِ بیدرمان:
در روانشناسی به این وضعیت «زخمِ همجهت» نزدیک است؛ وقتی دو نفر هر دو دچار اضطراب دلبستگیاند و یکی دیگری را درمانگر میپندارد. مغز عشق را شبیه مسکن پردازش میکند و دلبستگی ناایمن فرد را جذب آدمهای در دسترسناپذیر میکند. نتیجه یک چرخهی اعتیاد عاطفی است، نه رابطه. آیا درمان واقعی از جایی شروع میشود که معشوق را درمانگر نسازیم؟
راهکار:
این بیت را میتوان از زاویهی «زخمِ مشترک» دید: هر دو نفر درد دارند، اما هرکدام دنبال تسکینی در جهت مخالفاند. عاشق، معشوق را درمانگر میپندارد و معشوق، دیگری را. پس رابطه نه شکستِ عشقی، بلکه برخورد دو بحران موازی است که هر یک درمانِ خود را جای دیگری جستوجو میکند.
خودت میدونی بین نفرت و عشق هس یه ثانیه-💔🚷️
5.0
غمگین عاشقانه فاصله عشق و نفرت تبدیل عشق به نفرت روانشناسی عشق و نفرت حس متناقض عشق و نفرت مطالعات تصویربرداری مغزی نشان میدهد عشق و نفرت هر...
یه ثانیه بین عشق و نفرت؛ مرز باریک احساسات:
مطالعات تصویربرداری مغزی نشان میدهد عشق و نفرت هر دو هسته پوتامن و اینسولا را فعال میکنند؛ یعنی مغز برای هر دو حس از مسیر هیجانی یکسانی استفاده میکند. به همین دلیل گذار از عشق به نفرت میتواند در کسری از ثانیه رخ دهد، چون فقط جهتِ بار هیجانی عوض میشود نه شدت آن. اگر یک ثانیه برای فروپاشی کافی است، آیا بازگشت هم به همان سرعت ممکن است؟
راهکار:
در روانشناسی به این لحظه «آستانه واژگونی هیجانی» میگویند؛ جایی که مغز بین دو پاسخ شدید عاطفی مردد است. این یک ثانیه معمولاً نقطه اوج برانگیختگی است، نه پایان عشق؛ یعنی شدت احساس هنوز همان است، فقط جهتاش تغییر کرده.
اسیرچشمانیکههرگزمراندید🖤.️
5.0
غمگین عاشقانه عشق یکطرفه دلتنگی برای نگاه بیاعتنایی معشوق کسی که دوستم ندارد وقتی کسی به چشمهایت نگاه نمیکند، مغزت همان مداره...
معنی عشق یکطرفه و اسیر نگاه کسی که نمیبیندت:
وقتی کسی به چشمهایت نگاه نمیکند، مغزت همان مدارهای درد فیزیکی را فعال میکند؛ طرد اجتماعی مثل سوختگی میماند. اما شگفتانگیزتر: در آزمایشها، آدمها وقتی عکس چشمهای خیره به خود را میبینند، حتی اگر بدانند غیرواقعی است، رفتارشان را تغییر میدهند. نگاهِ ساختهشده در ذهن نیز همان قدرت نگاه واقعی را دارد. آیا تو اسیر خودِ او هستی یا اسیر نگاهی که خودت در ذهن ساختهای؟
راهکار:
این جمله را از زاویهی قدرت بخوان: تو اسیر نگاه او نیستی؛ اسیر تصویری هستی که از او در ذهن ساختهای. آزادی شروع میشود وقتی آن تصویر را برای خودت شفاف کنی.
من شکستم تا تو ترک برنداری کوچولو :*)️
5.0
عاشقانه غمگین فداکاری عاشقانه ایثار در عشق شکستن در رابطه سپر بلای عزیز در روانشناسی به این رفتار «ایثار ناسالم» یا «فداکا...
فداکاری عاشقانه؛ من شکستم تا تو ترک برنداری کوچولو:
در روانشناسی به این رفتار «ایثار ناسالم» یا «فداکاری افراطی» میگویند؛ جایی که فرد برای محافظت از دیگری، درد را یکتنه میبلعد. پژوهشها نشان میدهد قرارگرفتن مداوم در نقش سپر عاطفی، سیستم پاداش مغز را شبیه اعتیاد فعال میکند: هر بار «شکستن» بهجای طرف مقابل، دوپامین ترشح میشود و فرد به این الگو وابسته میماند. در ادبیات فارسی «غم دیگری خوردن» ستایش شده، اما مرزش با نابودی خود باریک است. آیا عشق یعنی ناجی بودن یا همدل بودن؟
راهکار:
این جمله را میتوان از زاویه «سپر عاطفی» دید: کسی که آگاهانه میشکند تا دیگری ترک برندارد، در لحظه احساس قدرت میکند، اما تکرارش میتواند به الگوی فرسایشی تبدیل شود. اگر ادامهاش را بنویسی، شاید جذاب باشد که از نگاه «کوچولو» تعریف شود؛ کسی که بیخبر مانده یا شاید فهمیده و حالا بار سنگینی حس میکند.
ولی اونجایی ک میگه بخاطر ت زندم و یکی دیه امیدشه نقطه کوره زندگیه.... 💔🙃 ️
3.0
غمگین عاشقانه وابستگی عاطفی امید به یک نفر نقطه کور زندگی زندگی برای کسی در روانشناسی به این پدیده «وابستگی به دیگری» میگو...
زندگی برای دیگری؛ نقطه کور زندگی:
در روانشناسی به این پدیده «وابستگی به دیگری» میگویند؛ وقتی یک نفر به منبع اصلی تنظیم هیجان شما تبدیل میشود، مغز همان مدارهای اعتیاد را فعال میکند. در تصویربرداری fMRI، دیدن آن فرد مثل مصرف مادهی مخدر دوپامین آزاد میکند و نبودش علائم ترک دارد. این یعنی عشقِ وابستهساز نه ارتباط، که یک چرخهی زیستی است. آیا میشود عشق بدون این دام را تجربه کرد؟
راهکار:
این نگاه را اینطور ببین: وقتی کسی میگوید «برای تو زندهام»، در واقع امیدش را بیرون از خودش گذاشته؛ اما نقطهی کور واقعی این است که آن دیگری هم روزی به یک تکیهگاه نیاز دارد. عشق بالغ یعنی دو نفر هر کدام منبع امید خودشان باشند و کنار هم رشد کنند.
مرا آتش زد
و از من دوری کرد که نسوزد..️
3.7
غمگین عاشقانه دلشکستگی عاشقانه فاصله گرفتن از عشق استعاره آتش در عشق رفتار اجتنابی در رابطه مغز انسان درد عاطفی را دقیقاً در همان ناحیهای پردا...
آتش زد و دور شد؛ روانشناسی فاصله در عشق:
مغز انسان درد عاطفی را دقیقاً در همان ناحیهای پردازش میکند که سوختگی فیزیکی را حس میکند؛ به همین دلیل استعارهی «آتش» در این متن فقط شاعرانه نیست، بلکه عصبشناختی است. در نظریهی دلبستگی، فرد اجتنابی بعد از ایجاد صمیمیت، از ترس آسیب دیدن فاصله میگیرد و همین فاصله، شدیدترین درد را برای طرف مقابل میسازد. اگر فاصله برای محافظت است، چرا زخم عمیقتر میشود؟
راهکار:
این متن را میتوان بازتابی از الگوی دلبستگی اجتنابی دانست؛ فرد از شدت نزدیکی میترسد و برای نسوختن خودش فاصله میگیرد، غافل از اینکه آتشی که روشن کرده در دیگری باقی میماند. همین تناقض میان محافظت و رهاکردن، هستهی درام عاشقانه است.
یارم ز برم رفت ولی خوب نکرد
آن صبری که من کردم ایوب نکرد
وان گریه که من کردم از دست فراق
در گم شدن یوسف، یعقوب نکرد...️
1.8
غمگین عاشقانه صبر در فراق دلتنگی عاشقانه غم فراق یار گریه بر دوری مطالعات علوم اعصاب نشان میدهد مغز هنگام طرد شدن ت...
صبر ایوب و گریه یعقوب؛ غم فراق در یک بیت عاشقانه:
مطالعات علوم اعصاب نشان میدهد مغز هنگام طرد شدن توسط معشوق، همان منطقهای را فعال میکند که درد فیزیکی را پردازش میکند؛ به همین دلیل دلتنگی واقعاً «درد» است. جالبتر اینکه مقایسهی رنج خود با دیگران، مدار ارزیابی درد را تقویت میکند و سوگ را ماندگارتر میکند. پس این بیت نه اغراق، بلکه توصیف دقیق یک چرخهی عصبی است.
راهکار:
نکتهی مکمل: در داستان ایوب و یعقوب، صبر و گریه سرانجام به وصال یا بازیابی انجامید؛ این بیت اما درد را بیپایان نشان میدهد. بازنویسی این روایت میتواند پرسش را بچرخاند: بعد از این همه تحمل، چه چیزی تغییر کرد؟ اگر غم به آگاهی یا آرامش تبدیل شده، آن را بنویس تا بیت به پایانِ تازهای برسد.
یک « دوستت دارم » در گلوی هر دویمان زندانیست که هر دو کلیدش را داریم ، اما هیچ کدام در را باز نمیکنیم... M🚫️
1.0
عاشقانه غمگین نگفتن دوستت دارم ترس از ابراز عشق عشق پنهان دو طرفه قفل سکوت در رابطه در روانشناسی به این حالت «سکوت متقابل از ترس آسیب...
قفل سکوت در رابطه؛ دوستت دارم ناگفتهای که هر دو کلیدش را داریم:
در روانشناسی به این حالت «سکوت متقابل از ترس آسیبپذیری» میگویند؛ مغز طرد شدن را شبیه درد فیزیکی پردازش میکند، برای همین هر دو کلید دارید اما دست میلرزد. در نظریه بازی هم این یک نقطه تعادل نَش است: تا وقتی هیچکس باز نکند، هیچکس بازنده نمیشود، ولی هر دو در زندان میمانید.
راهکار:
این موقعیت را میتوان نسخهٔ عاطفی «معمای زندانی» دانست: هر دو با سکوت از ریسک طرد شدن فرار میکنید، اما هزینهٔ سکوت معمولاً از هزینهٔ گفتن سنگینتر است. در این قفل، اولین کلیدی که بچرخد، بازی را عوض میکند.
الان بغض تو گلـــومـه(:
گـــــمــــــونَـــم
تو منو، منو، منو،
میدونم نمی خواﻲ... نࢪو،
بری..
میدونم
نمیای!️
-
Now I'm angry in your throat: I miss you, me, me, I know you don't want to... Go, go... I know you won't come!
غمگین عاشقانه دلتنگی عاشقانه غم عاشقانه احساس بعد از رفتن بغض جدایی مغز انسان طرد عشقی را تقریباً در همان ناحیهای پرد...
بغض عاشقانه و دلتنگی بعد از جدایی:
مغز انسان طرد عشقی را تقریباً در همان ناحیهای پردازش میکند که درد فیزیکی را حس میکند؛ برای همین دلتنگی واقعاً درد دارد. از طرفی روابط ناتمام به خاطر «اثر زایگارنیک» بیشتر در ذهن میمانند؛ ذهن مدام جمله نیمهتمام «نرو... نمیای» را مرور میکند تا به یک پایان برسد.
راهکار:
این حس نه یک فقدان ساده، بلکه یک تعلیق عاطفی است؛ ذهن روی کسی که رفتنش قطعی نشده، مثل یک پرونده باز میماند و برای همین مدام بین «نرو» و «نمیای» تکرار میشود.
«رفته ، هنوزهم نفسم جا نیامده است »
«عشق کنار وصل به ما ها نیامده است»
«معشوق آنچنان که تویی دیده روزگار»
«عاشق چون من ،هنوز به دنیا نیامده است »
«یک عمر سوختم به تمنای وصل او....»
«یک بار هم برای تماشا نیامده است»
«دلخوش به انم از سر خاکم گذر کند»
«گیرم برای فاتحه ما نیامده است »
️
-
عاشقانه غمگین رفتن معشوق عاشق بینصیب سوگ عاشقانه انتظار و بیقراری مغز عاشقِ رها شده، سرمایه دوپامینِ امید را با «پاد...
رفتن معشوق و انتظار بیپایان؛ شعر عاشقانهای که میسوزد:
مغز عاشقِ رها شده، سرمایه دوپامینِ امید را با «پاداشِ غیرقابلپیشبینی» گرو گذاشته؛ دقیقاً همان مدار عصبی که در قمار و اعتیاد فعال میشود. «نیامدن» برای این مدار، نه پایان، که محرکِ بزرگتر است؛ چون نبودِ قطعی، الگوی جستوجو را بیپایان نگه میدارد. عجیبتر: در سنجش عصبی، سوگِ عشق با سوگِ مرگ یکسان است؛ بنابراین این شعر فقط یک غزل نیست، گزارشِ علمیِ مغزِ در سوگ است. کدام برایتان واقعیتر است: آمدن او، یا همین همهتاییِ نداشتن؟
راهکار:
این شعر یک مونولوگِ تمامعیار است؛ ادامهاش میتواند با یک پاسخِ کوتاه از سوی معشوق به یک دیالوگ تبدیل شود. جملههای معشوق لازم نیست توجیهکننده باشند؛ حتی یک «من هم منتظرِ تو بودم» مسیر شعر را تازه میکند.
دلم ذوق کور شدهاس ، لباسِ سفید روغن ریختهاس ، گوجهی له شدهاس ، دلم شبِ امتحانه ، غروب جمعهاس...️
-
عاشقانه غمگین خسته عشق یک طرفه دلتنگی