"من از تبارِ رویاهای سوختهام... از نسلِ آدمهایی که آسمان را فتح کردند، اما در زمین گم شدند. قلبم موزهایست از خاطراتِ دفنشده، و ذهنم قلمرویی بیپایان از جنگهای ناتمام. گاهی شبیهِ یک قصیدۀ قدیمیام که کسی مفهومش را نمیفهمد، و گاهی شبیهِ سکوتِ سنگینی که پس از فریاد میآید...
من با تنهایی عهد بستهام، با تاریکیها صلح کردهام، اما هنوز در چشمانِ ستارهها، نورِ امیدی را جستجو میکنم.