عشق آغاز خوشی نیست، که بیفرجامی است هر دری را بزنی، عاقبتت ناکامی است همهی پنجرهها بستهتر از زندانند همهی خاطرهها برزخ بیهنگامی است حرفهایت فقط افسانه و شهرآشوبند صحن هر محکمهای صحنهی ناآرامی است قاضی شهر شده عاشق چشمان زنی چه کند با دل خود، آن زن اگر اعدامی است!؟ مانده با این همه تردید چه حکمی بدهد!؟ بیگمان آخر این قصه، فقط بدنامی است!️
این رباعی زیبا، تصویر زندانگونه زمانه را در غیاب ...
شعر دلتنگی: درمان با دیدار و زندان هجران:
این رباعی زیبا، تصویر زندانگونه زمانه را در غیاب معشوق به تصویر میکشد. درد هجران، آنقدر عمیق است که حتی به سختترین جسمها و دلها ناگوار است، اما این درد، خود نشانهای از عمق عشق و ارزش دیدار است.
راهکار:
برای مقابله با دلتنگی، سعی کنید با نوشتن یا صحبت کردن درباره احساساتتان، آنها را پردازش کنید. این کار به شما کمک میکند تا با کمترین فشار روحی، از این دوران عبور کنید.
گفت بر دلت چه آمد که هی او را صدا میکنی گفتم دلتنگ آقایی شدم که هیچوقت از نزدیک او را ندیدم...️