به چه میاندیشی؟
به خزانی که گذشت؟👍
به بهاری که نبود؟❤️
به امیدی که کنون رفته به باد؟😭
یا به عهدی که دگر رفته زِ یاد . . .😍
به چه میاندیشی ؟!
به دو چشمی که تو را هیچ ندید؟🔥
به دو دستی که تو را هیچ نخواست؟🖤
یا به قلبی که برایت سخن از عشق نگفت ؟💔❤️🩹️
2.3
غمگین شعر فکر کردن به گذشته از دست دادن امید خاطرات تلخ عشقی عشق نافرجام آیا میدانستید مغز انسان هنگام یادآوری خاطرات، آن...
به چه میاندیشی؟ گذشت و خاطرات تلخ عشق:
آیا میدانستید مغز انسان هنگام یادآوری خاطرات، آنها را مثل یک فیلم تدوین میکند؟ تحقیقات نشان داده هر بار یک خاطره را به یاد میآوریم، ناخواسته جزئیاتش را تغییر میدهیم و گاهی حتی احساسات جدیدی به آن میچسبانیم. به این پدیده «انعطافپذیری حافظه» میگویند. یعنی گذشتهای که الان برایش غم میخوری، شاید اصلاً آنطور که فکر میکنی نبوده. حتی چشمهایی که «تو را هیچ ندید» ممکن است بعدها در ذهنت تبدیل شوند به چشمهایی که «همه چیز را دیدند».
راهکار:
این متن یک مرثیهی شاعرانه برای عشقهای نافرجام است. اما اگر بهجای نشخوار گذشته، به «سوگیری خوشبهخاطری» فکر کنید، متوجه میشوید که مغز ما ناخودآگاه خاطرات بد را کمرنگ میکند و خوبیها را بزرگ. شاید اونی که الان ازش تلخترین خاطره رو داری، بعدها تبدیل بشه به یه «بهاری که بود».
ای جاذبه ای ک میکشانی مارا
بر صفحه ی خاک میدوانی مارا
یکروز درست مثل افتادن سیب
بر خاک سیاه مینشانی مارا
#محمد_رادمنش
شـــعر️
1.4
شعر فلسفی جاذبه فیزیک شعر فارسی تاوشعر محمد رادمنش در این شعر، با اشاره به داستان نیوتن و...
جاذبه و شعر: نگاهی نو:
محمد رادمنش در این شعر، با اشاره به داستان نیوتن و سیب، به زیبایی جاذبه را نه فقط یک قانون فیزیکی، بلکه نیرویی اساسی در سرنوشت انسان تشبیه میکند. این شعر یادآور این نکته است که حتی کشفهای علمی بزرگ نیز ریشه در مشاهدات سادهی طبیعت دارند.
راهکار:
برای درک عمیقتر ارتباط شعر و علم، به مطالعهی تاریخچهی کشف قوانین فیزیک توسط دانشمندان بپردازید. این دانش، دیدگاه شما را نسبت به جهان و هنر غنیتر میکند.
بهترین خواهر دنیا
چو قلب شب تاریک تنهایی هایم دوستت دارم
چو بامداد خوش دوستت دارم
به یاد تو و یادهایت شب نشستم بیدار
چه خواب باشم چه بیدار باشم دوستت دارم️
1.8
شعر مهربانی شعر برای خواهر احساس عشق به خواهر بهترین خواهر دنیا دوستت دارم خواهر ...
شعر برای بهترین خواهر دنیا:
ديوانه و دلبسته اقبال خودت باش،
سرگرم خودت عاشق احوال خودت باش
يک لحظه نخور حسرت آن را که نداری،
راضی به همين چند قلم مال خودت باش
دنبال کسی باش که دنبال تو باشد،
اين گونه اگر نيست به دنبال خودت باش
پرواز قشنگ است ولی بی غم و منت،
منت نکش از غير و پر و بال خودت باش
صد سال اگر زنده بمانی گذرانی،
پس شاکر هر لحظه و هر سال خودت باش.
️
1.7
شعر حقیقت زندگی سکوت
خاطراتی دارم
که از من می ترسند
می دانند
دیگر آن آدمِ دیروز نیستم
در گوشه ای پنهان می شوند
که مبادا
با لمس شان
چون کاغذی نازک تیکه
پاره شان کنم...
✦͙͙͙*͙*❥⃝∗⁎.ʚ امیر علی ɞ.⁎∗❥⃝**͙✦͙͙͙
️
1.7
غمگین شعر خاطراتی که میترسند خاطرات شکننده تغییر شخصیت و گذشته ترس از خاطرات قدیمی از نگاه عصبشناسی، هر بار خاطرهای را مرور میکنیم...
وقتی خاطرات از تو میترسند؛ شعری از امیر علی:
از نگاه عصبشناسی، هر بار خاطرهای را مرور میکنیم، آن را از حافظهٔ بلندمدت بیرون کشیده و دوباره در قالبی تازه ذخیره میکنیم. این پدیده «بازتحکیم» نام دارد و یعنی حافظه مثل کاغذی نیست که از لمس پاره شود، بلکه هر دستزدن ما آن را بازنویسی میکند. خاطرات از ما نمیترسند، بلکه همگام با ما تغییر میکنند. آیا این یعنی هیچ خاطرهٔ دستنخوردهای وجود ندارد؟
راهکار:
اینکه خاطرات از تو میترسند، نشانهٔ شکاف بین خودِ دیروز و امروز نیست؛ دقیقاً همین ترس یعنی مرزهای «منِ» جدیدت آنقدر محکم شده که خاطرات، برای بقا در روایت زندگیات، باید خود را با تو هماهنگ کنند. در واقع این تو نیستی که خاطرات را پاره میکنی، آنها در حال بازسازی خودشان هستند تا در داستان امروزت جا بگیرند؛ پاره شدن کاغذ نازک، استعارهای از بازنویسی ذهن است.
- عاشقی؛دردقشنگیستدوایشنکنید؛
عشقدردلاگرافتاد؛رهایشنکنید!(:
- گریهیمستیوشبگریهتفاوتدارد!
هرکهمجنونشدهدیوانهصدایشنکنید:))
- دلبههررهگذروقدرندانیندهید!
سینهراخانهیهربیسروپایشنکنید!..
- ازازلبودهوتاروزابدخواهدبود؛
حیفازآنخانهکهباعشقبنایشنکنید!
-'حضرتعشق'عزیزاستو
ازاینروسختاست...
حاکمدلشودوجانبهفدایشنکنید!(:
- تازگیهابهگمانحالوهوایشخوشنیست؛
میرودعشق،اگرچارهبرایشنکنید️
1.7
عاشقانه شعر درد عشق رها نکردن عشق فرق گریه مستی و شب گریه حضرت عشق ...
عشق درد قشنگ است؛ رهایش نکنید:
سیمین بهبهانی میگه:
یا رب مرا یاری بده، تا سخت آزارش کنم
هجرش دهم، زجرش دهم، خوارش کنم، زارش کنم
ابراهیم صهبا هم در جواب میگه:
یارت شوم، یارت شوم، هر چند آزارم کنی
نازت کشم، نازت کشم، گر در جهان خوارم کنی️
1.5
عاشقانه شعر عشق بی قید و شرط ابراهیم صهبا پاسخ عاشقانه شعر سیمین بهبهانی ...
پاسخ عاشقانه صهبا به شعر سیمین بهبهانی:
شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد
خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد
من بلوطی پیر بود پای یک کوه بلند
نیمم در آتش سوخت و نیم دیگرم را باد برد
از غزل هایم فقط خاکستری مانده به جا
بیت های روشن و شعله ورم را باد برد
آه ای گنجشک های مضطرب
شرمنده ام؛ لانه تان بر شاخه های لاغرم را باد برد
بال کوبیدم قفس را بشکنم
عمرم گذشت، وا نشد
بدتر از آن ، بال و پرم را باد برد...
؛ویرگول️
1.5
شعر ادبی
جنگ تمام شود. ما در خیابانیم
اعلام پیروزی کنند. ما در خیابانیم
توافق کنند. ما در خیابانیم
دولت بگه برید خونه. ما در خیابانیم
استاندار بگه برید. ما در خیابانیم
فرماندار بگه برید. ما در خیابانیم
بگن میکشیمتون. ما در خیابانیم
مذاکره کنن. ما در خیابانیم
.
.
ما کلا در خیابانیم
فقط رهبر اگر گفتن به خانه بروید ، میرویم
️
1.3
تیکه دار شعر شعر اعتراضی اعتراض خیابانی فرمان رهبر ما در خیابانیم ...
شعر اعتراضی ما در خیابانیم:
اونجایی که فاضل نظری میگه:
به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشد!
ك تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد؟
با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد
هر کسی در دل من جای خودش را دارد،
جانشین تو در این سینه خداوند نشد!
خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند نشد . . ️
1.7
شعر جدایی ادبی دلتنگی عشق یک طرفه
عـاشقی جـرم قشنگی ست گرفتارم کـرد
خواب بودم که شبی عشق تـو بیدارم کرد
آمـدم گریــه کنـم تـا تـو نگاهـم بکنـی
چـون ستـاره بـه تماشای شب تـارم کرد
آمـدی خـواب مـرا از چـه پریشان کردی
گفتی عاشق شـده ام عشق تو بیمارم کرد
آمـدی خـانـه ی ویــرانه گلستان کـردی
بـوسـه ای از لب تـو شهـره ی بازارم کرد
آمــدی دل ببــری؛ یـا بخـری؛ فهمیـدم
وقت خواب آمدی و عطـر تـو بیدارم کرد
تا تو را دیدم و دل را بـه تو دادم آن شب️
1.7
عاشقانه شعر شعر عاشقانه فارسی بی خوابی از عشق بیماری عشق عاشقی جرم قشنگی در پزشکی قرون وسطای ایران، «عشق بیماری» یک تشخیص و...
شعر عاشقی جرم قشنگی؛ عشق و بیخوابی:
در پزشکی قرون وسطای ایران، «عشق بیماری» یک تشخیص واقعی با علائمی مثل بیخوابی و مالیخولیا بود و با موسیقی و شعر درمان میشد. جالب است که امروز میدانیم عشق همان مسیرهای عصبی اعتیاد را فعال میکند: دوپامین بالا، سروتونین پایین و الگویی شبیه وسواس. پس وقتی شاعر میگوید «عشق تو بیمارم کرد»، از نظر عصبشناسی حقیقت محض است.
راهکار:
این شعر عشق را همچون ویروسی زیبا تصویر میکند که خواب و بیداری را در هم میآمیزد. از منظر روانشناسی، عشق میتواند حالتی از «شیفتگی وسواسی» ایجاد کند که خلاقیت را شعلهور میسازد. برای گسترش این الهام، شاید نوشتن مونولوگی از زبان «عقل» که در برابر این جرم ایستاده، دیالوگ تازهای خلق کند.
گاهیم هست که هیچ حرفی تو دل جا نمیشه، فقط سکوتِ سنگینیه که فریاد میزنه. یه سکوت پر از ناگفتهها، که بیشتر از هر فریادی، غم رو منتقل میکنه. انگار دنیا ساکت شده، تا بغضِ گلو رو بهتر شنیده باشه.️
1.5
غمگین شعر سکوت سنگین غم سکوت ناگفتههای دل بغض گلو ...
سکوت سنگین پر از ناگفتهها:
بله من روح سرگردان شبم
خسته نیستم
خواب نیست به تنم
آب نوشم یا بر ماه نگرم
بر تن تو زیستم
بر تو اندیشه کنم
نور ماه بر قلب من روشن است
می شنوم
چی را؟
-طبیعت را
باد و نسیم
ابر، باران
درخت،گل
ماه و خورشید و ستاره
بوی چمن نم خورده
گل تازه
غنچه ی باز شده
هم روز و شبم فقط به این می نگرم...️
1.4
شعر فلسفی شعر طبیعت روح سرگردان نگاه به ماه شب و ستاره ...
╭─❍ 𓆩💐🥺𓆪 ❍─╮
*There is never a beautiful `image' of a person in `your mind' without `regret'🫠🥺.*
*هیــچ وقـت در `ذهنـت` از آدمـا `تصویـر` قشنـگ نســاز `پشیمـان` میشــے🫠🥺.*
*🌚*️
1.5
شعر روانشناسی خاطره
ان کس که نداند و بخاهد که بداند
جان و تن خود را ز جهالت برهاند
ان کس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدلدهر بماند
ان کس که نداند و نخاهد که بداند
حیف است که چنین جانوری زنده بماند
پارت ۲️
1.3
شعر فلسفی جهل دانش خودشناسی پرتو این ابیات از باباطاهر، فراتر از یک نصیحت ساده، به ...
پرتو دانش: رهایی از جهل مرکب:
این ابیات از باباطاهر، فراتر از یک نصیحت ساده، به اهمیت خودآگاهی و تلاش برای کسب دانش اشاره دارد. جهل مرکب، یعنی نادانی همراه با انکار نادانی، بدترین حالت است که انسان را در تاریکی نگه میدارد.
راهکار:
برای رهایی از جهل، پرسشگری و جستجوی مداوم دانش را در زندگی خود نهادینه کنید. هر سوال، دریچهای به سوی فهم عمیقتر است.
میگذرد…
نه فقط زمان،
که ما هم از خودِ دیروزمان میگذریم.
هر ثانیه، چیزی را با خود میبرد
و چیزی را در دل ما جا میگذارد.
زندگی همین عبور آرام است؛
ماندن در دلِ رفتن.️
1.9
فلسفی شعر زمان میگذرد فلسفه زندگی گذر از خود گذشته تغییر انسان در طول زمان بر اساس پارادوکس کشتی تسئوس، سلولهای بدن انسان طی...
زندگی یعنی عبور از خود دیروز؛ تأملی فلسفی بر گذر زمان:
بر اساس پارادوکس کشتی تسئوس، سلولهای بدن انسان طی ۷ تا ۱۰ سال تقریباً بهطور کامل جایگزین میشوند، یعنی امروز تو از نظر فیزیکی همان دیروزی نیستی. اما چرا باز هم «خودت» را پیوسته احساس میکنی؟ این به خاطر تداوم روانشناختی و حافظه روایی است. مغز تو با دوختن خاطرات، یک داستان واحد از هویت میسازد، حتی اگر بازیگران اصلی اش (سلولها) مدام عوض شوند. پس عبور از خودِ دیروز، نه یک استعاره، که یک واقعیت بیولوژیکی است.
راهکار:
اگر هر لحظه نسخهای تازه از خودت میسازی، پس گذشتهات تنها یک پیشنویس است، نه یک حکم. این همان عبور آرامی است که تو را از بند کمالگرایی دیروز آزاد میکند.
چوآمدخروشان به تنگ اندرش بجنبیدوبرداشت خودازسرش
رهاشد ز بند زره موی او◉ درفشان چوخورشیدشدروی او
بدانست سهراب کاودختراست سرموی او ازدر افسر است◉
بخش مورد علاقم از سروده شاهنامه به اسم (گردآفرید)️
1.3
شعر ادبی
من توی سانچی غرق شدم،
توی پلاسکو سوختم،
زیر آوار متروپل موندم،
با هواپیمای اوکراینی سقوط کردم،
توی تونل طبس مفقود شدم،
و بین کانتینرها و کارگرهای بندرعباس تکهتکه شدم،
و حال با مردمانم زیر آوار ماندهام؛
من ایرانم ...️
2.1
غمگین شعر سقوط هواپیمای اوکراینی فاجعههای ملی ایران سانچی پلاسکو متروپل شعر ایران وطن شاید ندانید که بر اساس نظریه «حافظه جمعی» موریس ها...
من ایرانم: شعری از دل فاجعهها:
شاید ندانید که بر اساس نظریه «حافظه جمعی» موریس هالبواکس، جوامعی که ترومای مشترک را به صورت روایتهای شاعرانه و نمادین بازگو میکنند، انسجام عمیقتری پیدا میکنند. هر کدام از این فاجعهها مثل یک «نقطه عطف» در ناخودآگاه جمعی ثبت میشود و نسل بعد نیز آن را به ارث میبرد. این دقیقاً همان فرآیندی است که باعث میشود یک ملت از دل خاکستر دوباره متولد شود. سوال: آیا میتوان این روایت را به یک اقدام عملی برای پیشگیری از فاجعههای آینده تبدیل کرد؟
راهکار:
این متن روایت زخمهای جمعی ایران است. هر فاجعه یک لایه از هویت ملی را ساخته. شاید بتوان این شعر را به یک قطعه هنری چندرسانهای (مثل موشنگرافیک) تبدیل کرد تا نسل جدید با تاریخ معاصر ایران از طریق تصویر و احساس ارتباط بگیرد.
وَلیمَثَلامثلِحامیمتوصیفِتکُنَم!؛
اِئقِصِهیدوروُدِراز،اِئسَربِهمُهرعِینیِهراز،
ایناِنتِهایِماجراست!عِشقِمنُوتُاِشتِباست...️
1.6
غمگین شعر عشق اشتباهی پایان رابطه اشتباه در عشق دلشکستگی ...
دلا یاران سہ قسمند گر بدانی!
زبانیاند و نانیاند و جانی،
بھ نانی نان بده از در برانش،
محبت کن بھ یاران زبانی!
ولیکن یار جانی را نگهدار ..
بھ پایش جان بده تا میتوانی🫶
شـــعر️
1.2
شعر فلسفی دوستی ارزشگذاری رابطه انسانی یار جانی این شعر از سعدی شیرازی، فراتر از یک تقسیمبندی ساد...
یاران سه قسمند: شعر سعدی و ارزش دوستی:
این شعر از سعدی شیرازی، فراتر از یک تقسیمبندی ساده از دوستان، به عمق ارزشهای انسانی میپردازد. تمایز بین یاران نانی، زبانی و جانی، نشاندهنده سطوح مختلف وابستگی و تعهد در روابط است. یار جانی، ارزشمندترین نوع دوست است که شایسته فداکاری و نگهداری است.
راهکار:
در روابط خود، فراتر از منافع مادی و ظاهری، به ارزش معنوی و وفاداری یاران واقعی توجه کنید. این نوع دوستیها نیازمند حفظ و مراقبت دائمی هستند.
رویاهابیدلیلنمیمیرن ...
حتمایهقاتلیدارن ..:))
رویاهایتوچی؟
مالهتوهمقاتلداره،نه؟
اهلنفریننیستمولیخدالعنت
کنهاونکسیکهرویاهاموکشت ..️
1.8
غمگین شعر قاتل رویاها دلیل مرگ رویا نفرین به کسی که رویاهام رو کشت رویاها نمیمیرن ...
چه بگویم که دگر حوصله ای نیست مرا...
دگر از دست کسی هم گله ای نیست مرا...
بگذار بسوزم که در این سینهی دلگیر...
جز سوختن و ساختنم مرحله ای نیست مرا...!
️
1.7
غمگین شعر سوختن و ساختن گله نکردن از یار بی حوصلگی عاطفی شعر خستگی عاطفی تحقیقات عصبشناسی نشان میدهد درد عاطفی دقیقاً هما...
شعر کوتاه سوختن و ساختن: از دلتنگی تا بیحوصلگی:
تحقیقات عصبشناسی نشان میدهد درد عاطفی دقیقاً همان نواحی مغزی را فعال میکند که درد فیزیکی؛ قشر کمربندی قدامی و اینسولا. یعنی سوختن روحی، یک سوزش بیولوژیک واقعی است. شاید به همین خاطر شاعران قرنها از استعارهی آتش برای دل شکسته استفاده کردهاند. آیا این آگاهی، تابآوری را معنادارتر نمیکند؟
راهکار:
سوختن و ساختن را میتوان نوعی پذیرش رادیکال و تابآوری مدرن دانست؛ جایی که غرور، فریاد را به خاکستر و استقامت بدل میکند، بیآنکه شکایتی بر زبان آید.
باید با من حرف میزدی
من محتاج یک جمله بودم
جمله ای از تو
که مرا از آغوشِ زنجیرهای ننوشتن، برَهاند
باید با من حرف میزدی
تا چیزی مینوشتم
کلیدِ ادامهی زندگی، در حنجرهی تو بود
در صدای تو
تویی که در من، من را گم کرده بودی...
️
1.4
غمگین شعر حرف نزدن احساس گم شدن محتاج یک جمله نوشتن و زندگی ...
شعری درباره نیاز به حرف زدن و نوشتن:
زندگی از موقعی اشتباه بودنش را نشان می دهد که شعر کودکی مان اینگونه غلط خوانده شود :
صد دانه اشک
دسته به دسته
با نظم و ترتیب
رو گونه ریخته
هر دانه ای هست
پر بغض و پر درد
دانه ها را پیچیده با هم
در لایه ی چشمم ، پروردگارم !️
1.2
غمگین شعر خوانش اشتباه شعر ماندلا افکت شعر صد دانه اشک تحریف خاطره وقتی خاطرات کودکی را مرور میکنیم، مغز هر بار آنها...
شعر صد دانه اشک: وقتی خاطره کودکی تلخ میشود:
وقتی خاطرات کودکی را مرور میکنیم، مغز هر بار آنها را بازنویسی و با احساسات کنونی ترکیب میکند. پدیدهای به نام «تثبیت مجدد حافظه» باعث میشود یک شعر شاد کودکانه مثل «صد دانه یاقوت» در ذهن بزرگسال به «صد دانه اشک» بدل شود. این تحریف حافظه همان چیزی است که پشت «اثر ماندلا» هم نهفته است؛ جایی که گروهی از مردم یک خاطره مشترک اما نادرست دارند. شما کدام شعر کودکی را با معنایی تازه بازخوانی کردهاید؟
راهکار:
شاید زندگی اشتباه نیست، بلکه زبان شعر کودکی آنقدر انعطافپذیر است که در هر سنی معنایی متناسب با زخمهایمان پیدا میکند. این بازخوانی تلخ، بزرگسالی ما را روایت میکند نه کودکی را.
اگر بودن با تو خطر باشد [دل میسپارم]
اگر رسیدن به تو دور باشد [راه میافتم]
اگر داشتنِ تو محال باشد [رویایش را نگه میدارم]
اگر فرصت میخاهی [صبر میکنم]
اگر فهمیدنت پیچیده باشد [میآموزم]
اگر دیدنت ارزو باشد [آرزو میکنم]
اگر نگه داشتنت جنگ باشد [میجنگم]
☆ســِتـٰآرہ آبـَـــے☆️
1.9
عاشقانه شعر عشق فداکارانه دل سپردن صبر در عشق برای عشق جنگیدن ...
شعر عاشقانه درباره عشق و فداکاری:
این سخن آبیست از دریای بیپایان عشق
تا جهان را آب بخشد جسمها را جان کند
هر که چون ماهی نباشد جوید او پایان آب
هر که او ماهی بود کی فکرت پایان کند (مولوی)️
2.1
شعر فلسفی احساس اقیانوسی و مولانا ماهی و دریا در اشعار مولانا شعر عرفانی مولوی درباره عشق فروید از نامههای رومن رولان مفهوم «احساس اقیانوسی...
معنی شعر این سخن آبیست از دریای بیپایان عشق:
فروید از نامههای رومن رولان مفهوم «احساس اقیانوسی» را وام گرفت: تجربهای از بیمرزی با جهان، درست مثل ماهی در آب که هرگز پایان نمیجوید. پژوهشهای عصبی امروز نشان میدهد این حس با کاهش فعالیت قشر آهیانهای پسین مغز در مراقبه و غرقگی شاعرانه رخ میدهد؛ جایی که «من» محو میشود و هستی بینهایت حس میشود. آیا فضای مجازی امروز، ما را از ماهی به جویندگانی مضطرب تبدیل کرده؟
راهکار:
اگر این شعر را قطرهای از آن دریا میبینی، تصور کن در چه اقیانوسی شناوری. در کامنتها از جهانی بنویس که در آن، تو همان ماهیِ بیپایانی.
همان بهتر نمیدانی، چرا حالم پریشان است
همان بهتر نمیدانی که دنیایم چه ویران است
مرا با خنده می بینی، تصور میکنی شادم
همان بهتر نمی دانی، که غمهایم فراوان است️
1.5
غمگین شعر حقیقت خسته دلتنگی
کورد نیستم اما این جمله:
جوانی سامانی ئه وینه، ئازادی سامانی خاکه، تؤ سامانی هه ر دوو کیانی ئه ی ئاره زوو.
-جوانی دارایی زندگی است. آزادی دارایی خاک است. و تو داری هر دو، ای آرزو.️
1.7
شعر فلسفی آزادی دارایی خاک است جملات زیبا درباره جوانی جوانی دارایی زندگی است شعر کردی درباره آزادی ...
جوانی و آزادی، دو دارایی بزرگ: