پردهی آخرِ نمایش، سکوتِ سردِ گور است، جایی که خندهها خاموش و اشکها بیثمر است. جسم، اسیرِ خاک و جان، رها در بادِ فنا، و میراثِ ما، خاطرهای گنگ، میانِ غبارِ غَما. مرگ، آغوشِ سردی که پایان میدهد به هر صدا.️
چگونه با انسان ها رفتار کنم؟ ادبیات: با انسان ها!؟ نیک باش عزیز من! اما، کمرنگ رقیق و بسیار دور... چرا که هیچ موجودی به اندازه ی آدمیزاد نمی تواند از نیکی پشیمانت کند! ️