چه برانی چه بخوانی چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی نه من آنم که برنجم نه تو آنی که برانی نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد نروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی
نه بیمارم نه خوشحالم،نه از حالم خبر دارم گهی با جان گهی با دل،گهی از هردو بیزارم گهی شاد و غزل خوانم،گهی از درد بی تابم چه غوغاییست در این عالم،که من حیران حیرانم . . .️
محبوب من! در عبادتم چنان با شما سخن مى گويم كه خداوند به گريه مى افتد محبوب من! در آن هنگام كه گل هاى سرخ در دشت ها مى رويند و باغ ها لبريز طراوتند و باد با زلف شما به پچ پچ است در آن مساحت اثيرى عشق شما را دوست دارم....💞❣