آنقدر دور
که
هرچه به قربانت میروم
نمیرسم ...
🗯 حمید رها️
مومن شدم وقتی گفتن چشمانت کار خداست...
️شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا؟ مثل باران ، تند میبارم نمی آیی چرا؟ خسته ام از درد ، از آهنگ های بیکلام خسته از آهنگ گیتارم نمی آیی چرا غرق در کابوس میمانم مجال خواب نیست..
️تکلیف منو مشخص کن
یا برای همیشه پیشم باش
یا همین که گفتم!
آنقدر شعر مرا خواندی و گفتی احسنت فکرت افتاد که شاید تو دلیلش باشی؟
️در تــاریـکی شـب تـنها خـدا صـدایـت را مـیـشنـود...♡
️مثله عادت نیستی تا ساده انکارت کنم:) تو نفس های منی باید تکرارت کنم..!
️دلم همچو آسمان،
پر از ابرهای بارانیست،
ای کاش دلم امشب بگرید،
شاید که بغض عشق در چشمانم بشکند.
عزیزم ولنتاین مبارک
از مَن نشانی اش را نپرس؛
مَن خودم گم شدَم
در خیالِ او...
کلمات بیفایدهاند
و تو همیشه زبان من بودی،
همانکه احدی قادر به فهم آن نبود...
«الكلمات عبث،
وأنتِ كنتِ دائماً لغتي التي لا يفهمها أحد»
می خواهم برایت تنهایی را معنی کنم
در ساحل کنار دریا ایستاده ای و هوای سرد و صدای موج
به خودت می آیی یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند
نه دستی که شانه هایت را بگیرد و
نه صدایی که قشنگ تر از صدای دریا باشد
فقط چند قطره اشک و تصویر لعنتی...