گُل پیچَک شَوَم، دورَت بِپیچَم همه میدونَن بی تو من هیچَم گُل پیچَک شَوَم، دورَت بِگَردَم که هیچ جا مثل تو پِیدا نَکَردَم گُل پیچَک بودم، خواری نداشتم ولی هیچ جا طرفداری نداشتم همان گُل هایی که خوار دارند قسم به الله، بیشتر خواهان دارند الهی هرکی گُل خاردار بچیند که خوار دستش بِبُرَد، خون بِبینَد الهی گُلِ خُشکی شَوَم لای کتابت که شاید لحظه ای بیفتَد بر من نگاهت