رک بگویم . . از همه رنجیده ام ! از غریب و آشنا ترسیده ام .. با مرام و معرفت بیگانه اند ؛ من به هر سازی که شد رقصیده ام ! در زمستان سکوتم بار ها . . با نگاه سردتان لرزیده ام ؛ ردپای مهربانی نیست . . نیست من تمام کوچه ها را دیده ام . .
_سیگار و روشن کرد اون دختری که از سیگار متنفر بود دپ شد اون پسری که میگفت از فاز دپ متنفره افسرده شد دختری که یه زمانی نمیتونست سرجاش بشینه همدم تنهایی یه پسر خوابش شد که یه زمانی اصلا دلش نمیخاست بخوابه و اینداستان ادامه داره تا کل این مردم به این روز بیافتن!'️