میان چهار دیواری که اتاق مرا تشکیل میدهد و حصاری که دور زندگی و افکار من کشیده، زندگی من مثل شمع خردهخرده آب میشود، نه، اشتباه میکنم - مثل یک کنده هیزمِ تر است که گوشهی دیگدان افتاده و به آتش هیزمهای دیگر برشته و زغال شده، ولی نه سوخته است و نه تروتازه مانده، فقط از دود و دم دیگران خفه شده.️