یجایی خوندم نوشته بود که: وقتی به تنهایی عادت کنی دیگه هیچ رفتنی نمیتونه تورو آزار بده! و من این جمله رو با تموم وجودم درک میکنم... انقدر نسبت به حضور آدما توی زندگیم خنثی و بیحس شدم که بود و نبودشون برام اهمیتی نداره. دیگه فرقی نداره باشن یا نباشن، بمونن یا برن... جلوی رفتن هیچکس رو نمیگیرم... فقط نگاه میکنم، نگاهی سرشار از حرف و در عین حال لبریز از سکوت و بیحسی... ️
قادر به عشق ورزیدن خواهم بود ، فارغ از آنکه در پاسخ به من عشق ورزیده شود ، قادر به دادن وقتی که هیچ ندارم ، قادر به شادمانه کار کردن حتی در میانهٔ مَشِقات ، قادر به دراز کردنِ دستم حتی در اوجِ تنهایی و تنها ماندگی ، قادر به خشک کردنِ اشكهایم حتی هنگامی که هنوز میگریم ، قادر به باور داشتن ؛ حتی هنگامی که هیچکس به من باور ندارد.️