امشب همه چیز عذابآورتر از شکل واقعیشه. تاریکی شب سیاهتره. نفس کشیدن سختتره. لرزش قلبم آزاردهندهتره. اصوات وحشتناکترن. بدنم سنگینتره. لحن آدمها زنندهتره. نگاهها بارها تو سرم تکرار میشن و ترس از دست دادن انقدر بزرگه که نمیذاره دیوار جلوم رو واضح ببینم. امشب میترسم. امشب بارها بغضم رو قورت میدم و نمیفهمم چه ارزشی داره ادامه دادن.️
"دستتنها" کلمه جالبیه، غم و استقلالِ زیادی توشه، انگار میتونی آستینت رو بکشی رو چشمات، اشکات رو پاک کنی و بعد کوه رو بذاری رو دوشت و به جلو حرکت کنی، دست تنها، دست تنها، دست تنها…️