فکت: آدمایی که حال دیگران را خوب میکنند کسی را ندارند:
یه وقتایی انقدر توی خودم فرو میرم که صدای دنیای بیرون شبیه نویز میشه نه خوشحال میشم، نه ناراحت، فقط یه حالت معلق بین این دوتا انگار زندگیم گذاشته روی پخشِ آهسته و من عقب افتادم ازش همه دارن جلو میرن و من هنوز دارم یه جملهی نصفه رو هضم میکنم جملهای که هیچوقت کامل گفته نشد ولی اثرش موند️
از کلمه دست تنها خوشم میاد! غم و استقلال زیادی توشه انگار میتونی آستینت رو بکشی رو چشمات، اشکات رو پاک کنی و بعد کوه رو بندازی روی دوشت و به جلو حرکت کنی...️
اینجا زندگیام میان امید و ناامیدی در نوسان است. همزمان آرزو دارم بمیرم و آرزو دارم که زندگی کنم. گاهی اوقات به زندگی نظم میدهم و گاهی هرجومرج است که زندگیام را میبلعد. ️