غمهایی که نه گفتنیاند نه نوشتنی؛ چگونه با آنها زندگی کنیم؟:
سیستم عصبی انسان برای بقا طراحی شده، نه شادی. پژوهشهای عصبشناسی نشان میدهد مغز با قرار گرفتن مکرر در معرض یک محرک دردناک، مدارهای پردازش آن را کمحساس میکند؛ به همین دلیل غمهای مزمن به مرور «عادی» میشوند. این التیام نیست، بلکه سازوکار فرسایشی مغز برای صرفهجویی در انرژی است. آیا عادت کردن به غم، همان پذیرش است؟
راهکار:
شاید این غمها قرار نیست سبک شوند؛ قرار است تو با آنها راه رفتن را یاد بگیری. نمیشود از حجمشان کم کرد، اما میشود در طول زمان، ظرفیت حملشان را بزرگتر کرد.