پسره ب دختره میگه حقیقت اینه که تو بعد از ی مدت از من خسته میشی و برای خودت تشکیل خانواده میدی شاید بگی ن اما ی روز اینجوری میشه و اون موقع یادت میندازمحق با من بودع چند سال که میگذرع پسره و دختره همو میبینن که دختره هنوز ازدواج نکرده اما پسرع ازدواج کرده بود دختره میگه حقیقتاهمشون دروغ هستن پس از حقیقتای چرت بهم دیگه خود داری کنید🥲✋🏼🖤️
در این سرای بیکسی نشسته ام به در نگاه میکنم دریچه آه میکشد تو از کدام راه میرسی خیال دیدنت چه دلپذیر بود جوانیام در این امید پیر شد نیامدی و دیر شد…️