درست وقتی که فکر میکنی خوشحالی، یهو تنهایی میاد سراغت، یهو ته دلت خالی میشه، دلت یه همدم میخواد یه آغوش... و همون موقعست که یه آدمی از اعماق وجودت زجه میزنه و میگه که دیگه نمیتونه:)🖤️
+ من تکیهکردن بهتُ دوسدارم ، اما از دوباره افتادن میترسم . . چشماتُ دوس دارم ، اما از سرد شدن نگاهت میترسم ؛ دستاتُ دوسدارم ، اما از دوباره خالی موندنِ دستهام میترسم ؛ آغوشتُ دوس دارم ، اما از دوباره بی پناه شدن میترسم ؛ با تو تا ابد بودنُ دوس دارم ، اما از دوباره رفتن ها میترسم ؛ - قصه رو کوتاه کنم : ‹ من عشقُ دوس دارم ، اما از این ‹ اما › ها میترسم️