جدیدترین متن های کوتاه مهر 1405 از گلچین هزاران متن کوتاه جدید در مهر 1405مناسب بیو . را در بزرگترین سایت بیو و متن کوتاه ایران تاوبیو بخوانید و در بیوگرافی و استوری خود استفاده کنید
دنبال تاریخ بگردین؛ رقصیدیم تو این جـهان تنگ بنا شده.️
فکت آرامش روان: توی دنیای اطراف ما، هر لحظه و هر ساعت، دغدغه ها و تنش هایی برای گرفتن آرامش ما کمین گرفتن!!! اما میشود جوری سناریو چید که هیچ وقت در دام این دغدغه ها نیفتیم!! و این سناریو همون آرامش روانه!!! دوست عزیزم! یه لحظه به خودت بیا و بگو هیچ دلیلی وجود نداره که الان دلت گرفته باشه و آروم نباشی... اگه دلیلی داشتی برای نا آرام بودن، بیا صحبت کنیم تا آروم بشی :)
چَتِ ۲ آدم خوش خنده رو میخوندم، به آخرش که رسیدم ، دیدم دهنم تا بناگوش بازه :)! یعنی حواسم نبوده و همینجوری که حرفای خنده دارشونو میخوندم، ناخودآگاه خندم میگرفته.. جالب اینجاست که دقیقا من از دلِ ۲تاشون خبر دارم و میدونم که چیو میخوان و هنوز هم بهش نرسیدن :/// میخوام بگم اونایی که میبینین خیلی میخندن،خیلی شوخی میکنن ؛ دقیقا بیشتر از بقیه غم دارن، فقط نشون نمیدن، بروز نمیدن..معمولا هم آدمای خیلییی مهربون و صافی هستن ا️
· بخدا که نداشتن اعتماد به نفس،افسردگی، اجتماع گریز بودن،بیماری های روانی و... چیزی نیستن که بهشون افتخار کنیم و اونایی که با این مشکلات دست و پنجه نرم میکنن میدونن چقدر عذاب اوره. و کسایی که فقط تظاهر میکنن خواهشا بسه .️
من آدمی نیستم که با پوشیدن یا نپوشیدن چندتا لباس، هویتم عوض بشه تو از انتخابی که باهاش مخالفی، دربارهی شخصیت من نتیجه گرفتی و این چیزی نیست که بتونم قبولش کنم من آدم خودم بودن رو «هرکاری دلم خواست» نمیدونم یعنی انتخابهام رو خودم بپذیرم و مسئولشون باشم، حتی وقتی تو باهاشون موافق نیستی شاید مسئله این نبود که من تغییر کردم؛ مسئله این بود که من دیگه حاضر نبودم برای اینکه تصویر تو از «آدم درست» باشم خودم رو تغییر بدم.️
داستان سعدی شیرازی روزی روزگاری بود شخصی از کنار جاده ای میگذشت چشمش خانه ای افتاد خسپکه بود جلو رفت شخصی را دید و جویا شد از او ک خانه ای کیست؟ شخص جواب داد و گفت: سعدی شیرازی تعجب کرد و رفت فردای آن روز سعدی شیرازی را دید گفت: سعدی شیرازی را نامت بس است خانه ات را دیدم از خارو خس است سعدی در جوابش گفت: دیگران رفتن و ما هم میرویم برای یک چند صبای ما هم بس است️
هیچکس نباید بداند که دیگری چه میکند، چه میخواهد، کجا میرود، میرود اصلا یا نمیرود، مانده است یا نمانده، گندیده است یا هنوز نگندیده. هیچچیزِ هیچکس به هیچکس مربوط نیست. و آدمها استقلال درد دارند.🍂🤎 - تضادهای درونی️