و من از دور ب چشم تو قناعت کردم
بار ها رفتم و برگشتم و عادت کردم
تا ک از روی خودم روی بریدم دیدم
پیش چشم همه از چشم تو صحبت کردم
بار ها سخت نگاه تو مرا ریخت بهم
ارگ بم بودم و هر بار مرمت کردم
باز آن روز ک با دشمن من میرفتی
من ولی خنده کنان سخت حسادت کردم
دست من نیست ک هی در دهنم میچرخی
من ب نام تو ب روی لبم عادت کردم️
بار ها رفتم و برگشتم و عادت کردم
تا ک از روی خودم روی بریدم دیدم
پیش چشم همه از چشم تو صحبت کردم
بار ها سخت نگاه تو مرا ریخت بهم
ارگ بم بودم و هر بار مرمت کردم
باز آن روز ک با دشمن من میرفتی
من ولی خنده کنان سخت حسادت کردم
دست من نیست ک هی در دهنم میچرخی
من ب نام تو ب روی لبم عادت کردم️
5.0
غمگین عاشقانه عشق یکطرفه وابستگی عاطفی حسادت در عشق شعر عاشقانه غمگین