حتی فرشته هم اشتباه می کنه حالا تو شیطانو سرزنش می کنی ؟.....️
5.0
فلسفی روانشناسی سرزنش دیگران بخشش اشتباهات نقص در کمال یکی از جالبترین خطاهای شناختی روانشناسی، خطای اسن...
"تٰــاواننَدادِی کِهِمِیگِی تاوانِشَمقَشَنِگِهِ...🚶️
4.5
غمگین روانشناسی سرزنش دیگران سوگیری شناختی بیانصافی در رابطه تقصیر گردن دیگران انداختن ذهن انسان برای محافظت از عزت نفس، شکستها را به عو...
اگر بد شدم دلیلشو از لیاقتت بپرس🗿🚬
️
️
4.8
تیکه دار عصبانی دلیل بد شدن لیاقت دیگران سرزنش دیگران انتقال تقصیر به نظرم این جمله نشوندهنده یه مکانیزم دفاعی به اس...
این که چی بودم و چی شدم گردن من هس
ولی اینکه چی بودی و چی شدی گردن من ننداز....🚬🥂️
ولی اینکه چی بودی و چی شدی گردن من ننداز....🚬🥂️
4.6
فلسفی تیکه دار مسئولیت شخصی سرزنش دیگران تغییر_شخصیت خطای اسنادی مطالعات روانشناسی نشان میدهد که تمایل به سرزنش دی...
مشابه ها
بابت گناهام منو سرزنش نکنید شما که اونجا نبودید ببینید چه حالی میداد.️
3.4
روانشناسی غمگین احساس گناه درک نشدن توجیه رفتار سرزنش دیگران در روانشناسی اجتماعی، «خطای بنیادی اسناد» میگوید ...
ثروت واقعی حال آدمه نه مال آدم️
4.9
فلسفی روانشناسی ثروت واقعی خوشبختی درونی پول و خوشبختی حال خوب تحقیقات نشون میده بعد از تأمین نیازهای اولیه، افزا...
اگه بد شدم دلیلشو از لیاقتت بپرس.
.🗿️
.🗿️
4.6
تیکه دار عصبانی بی لیاقتی دیگران سرزنش دیگران اعتماد به نفس پایین دلیل بد شدن از طرف مقابل تحقیقات روانشناختی میگن وقتی کسی میگه «تقصیر تو...
ما بد بودن بلد بودیم منتهی مخاطب کس دیگست.👥️️️
5.0
فلسفی روانشناسی دوگانگی اخلاقی نفاق اجتماعی سرزنش دیگران خودفریبی مطالعات روانشناسی نشان میدهد انسانها در قضاوت د...
یه تیر هیچ وقت به خودش نمیزنه به بقیه میزنه️
5.0
فلسفی روانشناسی سرزنش دیگران خودشیفتگی انتقاد از خود ضرب المثل تیر در روانشناسی به این پدیده «سوگیری خودخدمتدهی» می...
*من قاتل نیستم *
پارت بیست و دو:
پدر البته فرو نریخت؛ او فقط خشنتر شد. غم را بلد نبود. به جایش، خانه را پر کرد از اخم، ناسزا، و سکوتِ تیز. هر چیز کوچکی بهانهای میشد برای طعنه. اگر غذا دیر میشد، اگر طاهر صدایش را بلند میکرد، اگر مادر حواسش پرت میشد، اگر فیروزه از اتاق بیرون میآمد، همه چیز به انفجار نزدیک میشد. و هر انفجار، یک جملهی ثابت داشت: «اینها همه از تو شروع شد.»️
پارت بیست و دو:
پدر البته فرو نریخت؛ او فقط خشنتر شد. غم را بلد نبود. به جایش، خانه را پر کرد از اخم، ناسزا، و سکوتِ تیز. هر چیز کوچکی بهانهای میشد برای طعنه. اگر غذا دیر میشد، اگر طاهر صدایش را بلند میکرد، اگر مادر حواسش پرت میشد، اگر فیروزه از اتاق بیرون میآمد، همه چیز به انفجار نزدیک میشد. و هر انفجار، یک جملهی ثابت داشت: «اینها همه از تو شروع شد.»️
3.7
غمگین روانشناسی سرزنش دیگران غم و خشونت خانگی خانواده ناکارآمد پدر خشن پدیدهای به نام «انتقال خشم ناشی از غم» در روانشنا...