من رد پا ندارم؛
ردِ درد را بگیر و به من برس...!
-علیرضا روشن
️من رد پا ندارم؛
ردِ درد را بگیر و به من برس...!
-علیرضا روشن
️.«قِســـــمَت نَبود». پاسخی به تمام ذوق هایی که زود کور شد🖤
️بزرگترین رنج این روزهایم از این است
که همه چیز را به یاد میآورم...
گفتنی ها را
نگفتم تا
ترک برداشتم!
فراوانند بی خوابانی چون من
هر یک در کنج خلوت خویش
من سنگسار لذت با خویش خفتنم!!!!
️
ﮔﻭﻳﻧﺩ ﮔﺭﻳﻫ ﻋﻗﺩه ﺩﻟ ﺑاز ﻣﻳﻛﻧﺩ
ڂون گریه میڪنم دل من وا نمیݜود...
صدایی از درون با من میگوید:
شروع فصل بی رحم تنهاییست!!
امان از آدم هایی که نرفته هم جایشان خالیست !
️-خَیلےوَقتہ!- عَقربہهآیسآعتهَمونجایی موندهکطُرفتی:)!💔
️از یه جایی به بعد با وجود بودنِ آدما بازم حس میکنی که چقدر تنهایی و طبیعت اینو کاملا به روت میاره!
️یک نظر دیدم و
تاوانِ
دو عالم
دادم ...
️
همهی آدمای زندگیم سیاهوسفیدن اون "رنگــی" ♡
️منم آن برگه زرده خشکه افتاده از درخت، در فصل بهار :)
️دَر سڪــوټ دݪ خـود غـَـرق و فٰریــآد میزݩـم...!
️دعا می کنم دیگه هرگز به شخصی که برای تو نیست وابسته نشی...
️I pray you never again get attached to a person who isn’t for you.
کوچ تا چند؟!!مگر میشود از خویش گریخت
️چتری ندارم و دارد پاییز میبارد از تمام خاطراتم...
- محمد الیاسی
اگر صدایی از گذشته تورا به روزهای قدیمی دعوت کرد ؛ بدان که تنهایی ...
️اندوه، هیچ آدمیزادی را نکشت، ولی ما را از همهچیز تهی ساخت.
️لم يقتل الحزن أحدًا، و لكنه جعلنا فارغين من كل شيء
از من تنها تر فقط یک نفر است
تویی که در دل یک تنها،تنها شدی...
دیوانه تر از خویش کسی می جستم دستم بگرفتند و به دستم دادند :)
️