فراموشت میکنم تو پنجمین فصل سال، تو چهارمین ماه زمستون، تو فرودگاهی که کشتی میاد، ساعت ۲۵ : ۶۹ دقیقه، تو شبی که آسمونش خورشید داره، تاریخ ۳۳ام اسفند، وقتی که روی ماه ایستادیم، توی فصل بهاری که عید نداشته باشه، توی سالی که هیچوقت ماه کامل نشه، توی هفته ای که پنجشنبه نداشته باشه، وقتی دیگه دوست نداشته باشم، همین قدر غیر ممکن ...️
در کل خیلی دلتنگتم اما بدونت سخته، وقتی تو پیشم باشی من خیلی درد میکشم ❤️🩹 کسیو ندارم این قلب لامصبو درک کنه من کارم از چسب زدن رو قلب گذشته 🖐🏻❌ قلبم عین ی لیوان شیشه ای تیکه تیکه شد 💔️