میروی و مرا تنها میگذاری!
نمیمانی تا بدانی چه میگذرد بر من!
نمیدانم میدانی یا نه
ولی
من دوستت داشتم!
دارم!
خواهم داشت!
یادِ تو
حکایت همان سگاریست
که سالهاست می گویم؛
این نخِ آخر است...
خیلی دلتنگت شده ام
اما نمی دانم
خیلی را چگونه بنویسم
که خیلی خوانده شود …
روزی خواهم رفت!
از این سرزمین خیالی وجودت
که بعد از رفتنت به آن کوچ کردم....
تو در موقعیت من نبودی که بتونی همه چیز رو از سر بگذرونی.️
ای کاش هرگز بغلم نمیکردی، مگر نمیدانستی کـ عاشِق میشوم
️من طلیسچی نیستم بگم ؛
خواستی کم باش ولی باش !
من شادمهرم که میگه :
تمام تو سهم منه ، به کم قانعم نکن ..
آنقدر دور
که
هرچه به قربانت میروم
نمیرسم ...
🗯 حمید رها️
گفتنی نیست
ولی بی تو
کماکان در من نفسی هست
دلی هست
ولی جانی نیست...
حتما که نبایدطناب دور گردنت باشد
یا اسلحه روی شقیقه ات
گاهی یک می روم کافی ست
تا بدانی فاصله ات تا مرگ یک قدم بیشتر نیست...
که دیگر هرگز به آن بازنخواهم گشت.️
فاصله را تاب میآورم،
به این امید که تو روزی باز خواهی گشت
و قلب من تپیدن را از نو آغاز خواهد کرد.
نامَش،
اثرِ انگشتَش،
چشمانَش...
شده بود رمزهای زندگی ام
از وقتی ندارمَش
زندگی ام قفل شده!
می خواهم برایت تنهایی را معنی کنم
در ساحل کنار دریا ایستاده ای و هوای سرد و صدای موج
به خودت می آیی یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند
نه دستی که شانه هایت را بگیرد و
نه صدایی که قشنگ تر از صدای دریا باشد
فقط چند قطره اشک و تصویر لعنتی...
اگر کسی رو ک دوسش داری رو بخاطر اشتباهش نبخشی ، دیگ اون آدم چ فَرقی با بقیه دارع دارن ک میگی دوسش دارم ؟ ✨🖤🥀
️◗آقای قاضی ꔷ͜ꔷ▾ ◗آسمون هم گریه میکنه ꔷ͜ꔷ▾ ◗منم گریه میکنم ꔷ͜ꔷ▾ ◗به اون میگن بارون ꔷ͜ꔷ▾ ◗به من میگن داغون ꔷ͜
️ای کاش
نبودنت راهم با خودت برده بودی!
هنگام وداع تو
از غرورِ زیادی چشمانم خیس نشد
ولی دلم خون گریه میکرد...
امان از آدم هایی که نرفته هم جایشان خالیست !
️یه لخته يِ خون! »️
ʜᴀs ᴄʀᴇᴀᴛᴇᴅ ᴀ ʙʟᴏᴏᴅ ᴄʟᴏᴛ ɪɴ
ᴍʏ ʜᴇᴀʀᴛ ☁️🪲
هر شب تو نیستی و همین داستان ماست️
بیشتر از هر چیز دلم میخواست میتوانستم تمام روحم را در چشمانم بگذارم و تا ابد، تا هنگام مرگم، به تو نگاه کنم.
•آلبر کامو
جدایی آن جاست
که تو
دیگر از گفتن حرف دلت
دست میکشی...
ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چ سود❤️🩹🥀️