اگه برگردم عقب بازم به تو میگم دوست دارم بازم ترو محکم بغل میکنم بازم با تو خیابون های شهر و متر میکنم بازم منتظر تو میمونم همه میگن تو اشتباه بودی ولی من برگردم عقب بازم اشتباه میکنم :)️
چقدر این تعبیر نزار قبانی از غم دلتنگی رو دوست دارم. میگه: «چطوری میخوای اندازه این غصه رو برات بگم؟ در حالی که این غم، هر روز، مانند یک کودک، بزرگتر و زیباتر میشه.» ️
از درد ترک خورده و از زخم کبودیم کوهیم و تماشاگر رقصیدن رودیم او می رود و هر قدمش لاله و نسرین ما سنگ تر از قبل همانیم که بودیم ما شهرتمان بسته به این است بسوزیم با داغ عزیزیم که خاکستر عودیم تن رعشه گرفتیم که با غیر نشسته ست از غیرتمان بود….. نوشتند حسودیم جو گندمی از داغ غمش تار به تاریم در حسرت پیراهن او پود به پودیم پیگیر پریشانی ما دیر به دیر است دلتنگ به یک خنده ی او زود به زودیم بر سقف اگر رستن قندیل فراز است ️