دلم میخواد بهت پیام بدم میدونی آخه خیلی حرفا تو گلوم گیر کرده که باید بهت بزنم اینو بدون دلم برات خیلییی تنگ شده بعضی وقتا بهت زنگ میزنم تا فقط صداتو بشنوم احتمالا الان خیلی خوشحالی و داری خوش میگذرونی نمیدونم واقن شبا هنوز بهم فکر میکنی یا نه اصن دلت برام تنگ میشه یا نه اما اگ ی جایی از زندگیت تنها موندی دلت گرفت بدون ک توی ی شهر دیگه خیلی دور ازت ی دختره هست که برات جونشم میده و همه زندگیشی 💔😄️
ای جان من صد ها بار بر جانم زخم زدی ای دلداده من هزاران بار بر تن بی جانم سر زدی باز هم گوی من در میان خنجر هایت نفس میکشم باز هم گوی جای چشمانت زخم هایی که بر جانم زدی را دوست میدارم...!️
دیگه نمیتونم به زخم هایی که مونده نگاه کنم ؛تحمل کندن و خون اومدن و دوباره باند پیچی کردن زخم و ندارم ؛فقط دور میشم ؛نمیبینم؛ ترک میکنم ؛حتی با وجود اینکه تمام زخم هایم را دوست داشتم و تو یکی از اونا بودی من ترک میکنم»️
ی روز ی دوتا آدم توی جزیره زندگی میکردن ی دختر و ی پسر پسره عاشقه دختره میشه ولی نمیتونه بهش بگه چند وقت بعد ی پسره دیگ میاد تو جزیزه دختره عاشقش میشه پسره بهش میگ اما دختره میگ دیگ دیره خیلی دیره،،،،، پسره میگ بیا برای آخرین بار زیره نخلا برقصیم دختره قبول میکنه چند سال بعد پسره به دختره خیانت میکنه دختره بر میگرده به اون جزیره ولی میبینه پسره خودکشی کرده براش گریه میکنه،،، پایان️